تبلیغات
بلاخره بانوی افسانه ای موقع رفتنش رسیده موقع رفتن الیزابت موقع خداحافظی میدونید چرا ایدفعه برای همیشه میرم میخوام شروعی نوع انجام بدم از صفر برای همیشه دستان الیزابت رو رها میکنم دگر حتی از این نام استفاده نخواهم کرد تا قیامت دستانش را رها میکنم اگر روزی کسی را به این اسم دید من نیستم چون من برای همیشه رها کرده ام این اسم راه میدانید هفت سال است که در این دنیای مجازی هستم ام ادم های زیادی را دیده ام که رفته اند گاه افسوس خوردم از رفتنشان گاه غمگین ولی گاهی شاد حال وقت رفتن خودم رسیده است میدانم کمتر کسی از رفتنم ناراحت خواهد شد میدانید چرا خداحافظی کردم از رفتن های بدون خداحافظی بدم می اید بی هیچ حرفی بی هیچ کلمه ای ادم همیشه منتظر می ماند منتظر می ماند امید دارد که آن نفر برگرد چشم انتظار خیلی بد است سخت هرگز هیچ کدامتان را فراموش نمکنم مطئنم شماهم روزی با یک نگاه یه خاطره یک رفتار اشنا به یادم می افتید البته امیدوارم میدانید خوشم نمی آید به طور کامل از یاد ها پاک شوم تمام مدت که اینجا بودم سعی میکردم اگر چه خود غمگین بودم ولی لبخند رو به لبان همه بیاورم حال میخواهم برای خودم زندگی کنم حتی نه برای الیزابت برای خودم میخواهم شاد زندگی کنم میخواهم خاطرات را به دست باد بسپارم میخواهم از خراب خاطراتی که درونش حبس شده ام دل بکنم و در مسیر رنگین کمان قدم بزارم میخواهم دستان همه را رها کنم میخواهم با اولین نسیم بادی که می آید هم سوارش شوم به سوی دیگری بروم بی هیچ نام نشانی نه کسی بشناستم نه چیزی یک آدم دگر میخواهم این نقاب همیشگی را در بیاورم این غبار این همه اشک که روی چهره ام جمع شده میخواهم لبخندم را به یاد بیاورم حتما میگوید الیزابت هرگز نمی تواند برود ولی میتوانم دلیل مهم دارم عشق بزرگ شکست بزرگ درد عمیق خودم میخواهم بروم میخواهم ترس را کنار بگذرم بانوی افسانه ای هرکاری میتواند کند پس اینکارا انجام میدهم میروم برای همیشه اگر روزی کسی از شما حال مرا پرسید بگویید خوب است اون زمانی که رفت شاد بود خوب بود حالش خوب بود دلیل رفتنم را پرسید بگویید او خیلی وقت بود قصد سفر داشته بود جسارتش را کسی به آن داد او هم برای همیشه رفت من زخم های زیادی در این سال ها کشیده ام درد زیادی تحمل کرده ام بازی دروغ های انسان های زیادی دیده ام زیاد خندیده ام وقتی درد داشتم در اخر از اون آدم شاد خندان فقط یک چیز موند یه صورت بی احساس یه ادم که نمیخندید و فقط خط خطی های ذهن خود را طنز نویسی میکرد تا شاید با لبخند دیگران کمی از دردش تسکین یابد همه عمر درد زیادی به خودم تحمیل کردم تا لبخند باقی رو ببینم من واقعا دلم میخواست همه شاد باشن خوشحالم کسی اومده بود این بار اخر در زندگیم بخاطر اونم شده از همه چی گذشتم مطئنم سرنوشت خودش چیزی برایم کنار میگذاارد شاید هم گذاشته است میدانید سعی کنید همیشه لبخند به لبان دیگران بیاورید بگذرید شاد زندگی کنید کائنات صدرصد خوشبختی را در مسیر زندگیتان میگذارند حتی اگر اون نفر که بهش خوبی کرده اید کاری نکنید کائنات برایتان بهترین چیز ها رو رقم میزنند جوری زندگی کنید که حتی اگر کسی چیزی پشت سرتان گفت همه ازتون دفاع کننده همه در های زندگی ام به من درس های خوبی داده اند تجربه های طلایی برای ادامه مسیر زندگی ام فقط خیلی بد است که شکاکم کرده اند بی اعتمادم کرده اند ترسویم کرده اند ولی نمدانم چرا باز هم هنوز هم ساده ام هنوز هم با لبخندی فریب میخوردم هنوز هم میخواهم همه بخندند در سعی دل ادم ها را بدست بیاورم نمدانم چرا هنوزم هم ته قلبم کسی بهم خنجر هم میزنید اگر ببینم غمگین است قلبم میگوید ببخش بگذر شاید واقعا دیوانه ام خدا میداند منو همیشه اینگونه یاد کنید اون یه دختر احساسی عصبی و حساس بود اون همیشه سعی میکرد بخنده همیشه با مسخره بازی حتی تو اوج عصبانیت حرف میزد یادگاری ندارم بیاریتان به جا بگذارم جز همون خاطراتم که اگر خواستید در یادتان نگهش دارید اگر هم نه به فراموشی بسپارید من امسالمیخواستم واقعا اینجا را باز کنم برایش قالب طراحی کردم بنر آرم برنامه نوشتم حتی برایش تبلیغ کردم میخواستم اینجا دوباره مثل گذشته شود ولی میدانید دیدم نمی شود نمیشود از همان جایی که همه چیز خراب شده همه چیز را درست کرد منم میخواهم کاملا از صفر شروع کنم درست است اینجا خونه من بود شهر آرزو های من ولی دیگر این کابوس شیرین را نمیخواهم حتی دگر نام خودم را هم نمیخواهم کسی دگر میشوم ادمی دگر کسی که حتی اگر ببندیش دگر نشناسید میدانید من به عشق بزرگی که در قلبم وجود دارد تا ابدیت زندگی میکنم بخاطر اون عشق تا همیشه میتوانم شجاع نترس باشم عشقی که کسی داد بهم جرعت اینکه نقابم رو بردارم چیزی که هرگز کسی بهم نداده بود او همیشه در کنار یاد من است تمام اون لحظات خوش لبخند ها هر لحظه بخاطرم است حتی خاطرات خوشم با شما ها همیشه ازتون یادم میمونه و فقط با یه خاطر خوش ازتون یاد میکنم کسی را نام نمیبرم اگر کسی رو جا انداختم ناراحت نشود دلگیر از من مثل همیشه میگویم دوستون دارم ولی این بار فرق دارد ایدفعه نمیگویم باز هم میبینمتون این اخرین بار است که برایتان مینویسم اینبار برای همیشه خواهم رفت پاری عزیزم ازت عذر میخواهم که تو را هم باید رها کنم همچون الیزابت تو را هم رها میکنم البته میدانم تو در شکلی دگر دوباره در کنارم پدید میشوی چون تو جزی از خود منی مانند الیزابت تو ولی الیزابت در اصل خود من بودید غم او غم من بود شادی تو شادی من از همه کسایی که تا این لحظه منو همراهی کردن کنارم بودن ممنونم دیگه ولی نمتونم این مسیر این راه رو ادامه بدم میخواهم دست در دست کسی برای همیشه ناپدید شوم من از هرکه دلخوری دارم میبخشمش شماهم اگر جایی روزی ناراحتتان کردم ناخواسته من را ببخشید شادی یه ماجرا جویه یه چیزی که توی یه مسیر به دست میاد یه هدف نیست که بدوی برای به دست اوردنش شادی همین مسیر زندگیمونه مسیر پر جنب جوش زندگیمون سعی کنید زندگی شادی داشته باشید افسوس خوردن برای زمان از دست رفته چیزی رو درست نمکند خاطرات گذشته دور رو فراموش کنید چون فقط خودتون عذاب میده کوله براتون سنگین میشه مسیرتون سخت در ضمن من هرگز ازچیزی فرار نمکنم دلیل سکوتم گاهی فقط این است حتی نمیخواهم بحث کنم اگر کسی روزی فکر کرده منو شکست داده سخت در اشتباه است کسی باهاتون نمیجنگه رو شما فقط فکر میکنید شکست دادید درست است گاهی بی حوصله بودم زبونم تلخ ولی هیچ وقت ته قلبم هیچ چیز نبود معولا سکوت میکردم بی اعتماد شده بودم به ادما در گذشته ادمی پر حرف بودم پر از اشتیاف الان دوباره میخواهم خودمو از نوع بسازم دیگر این ادم بی حوصله کلافه اذیتم میخواهد نمیخواهم ادم گذشته ام شوم میخواهم مسیر رنگین کمان رو بروم و همه چیز از صفر و ادم جدیدی شوم اگر عاشق شدید و چیزی رو دوست داشتید بگید و خودتونو به اون عشق بسپارید حتی اگه میخواست بکشتتون اجازه بدید بمیرید چون افسوس پیشمونی از مرگ بدتره برای خودتون رویای های شیرین بسازید به دنبال آرزو هاتون برید ارزو های فوق العادتون هرگز از انتخابتون دست نکشید حتی اگه مسیر سخت بود هر جوری هست چیزی که میخوایید به دست بیارید من دوباره دنیایی رویایی برای خود خواهم ساخت شهری دگر خانه ای دیگر اخر میدانید من با رویا ها آرزو هایم زنده ام با قول هایی که به دیگران میدهم هر روز صبح از خواب بیدار یمشوم با امید زنده ام مخصوصا الان که دلیلی برای زندگی دارم بعد از مدت ها میخواهم شاد زندگی کنم میخواهم بخاطر اون دگر درد زیادی تحمل نکنم میخواهم بخاطر اون سالم باشم بخندم تا در کنار اون در ارامش باشم گذشته گذشته رهاش کنید بره من همیشه میخندیدم ولی حقیقتا ین بود من ذره ذره از درون نابود میشدم توی هر اتفاقی یه نکته مثبت خوب هست و به اون نگاه کنید میبنید روزتون همچین هم بد نبوده لبخند بزنید پس همیشه زات ادمی هرگز تغییر نمکنه اینو هیچ وقت فراموش نکنید ادمی که یبار از بینتون برده دوباره اونکار رو میکنه میدونید من خیلی وقت بود دگر زود ایده ای برای نوشتن نداشتم دلیلی نداشتم ولی اکنون دلیل دارم ولی اینجا دگر جایی نیست که بتوانم بنویسم خیلی وقت بود قلم ایده های خشک شده بود دگر نمیدرخشید ولی اکنون همه چیز فرق میکنید دوباره بجای صدای بارون سرما صدای پرنده ها گرمای افتاب را حس میکنم مدادم میدرخشد همه چیز رویایی است من یه دلیل میخواستم یه هدف برای بودن روی این سیاره خاکستری و اون نفر اینو بهم داد اکنون با رفتن اون نفر هم منم همون مسیر رو میروم از نظر همتون من واقعا یه موجود خطرناک تنها وحشتناکم ولی اینطوری نبودم من فقط خسته بودم من خطرناک نیستم درسته یه فرشته اهریمنی با بال های سیاه سفید خطرناک به نظر میآید ولی من خطرناک نبودم من دائما روی نیمه خوب خودم بودم ایدفعه که میخواستم دیگه اینطوری نباشم منم دست اونو گرفتم به جایی منو اون میریم جایی که همه دنبالمون برگردن ولی هرگز کسی نتونه پیدامون کنه جایی که فقط خودمو خودش باقی مونده باشیم باز هم خوبی دست منو گرفت نزاشت توی ترس تاریکی فرو برم اینکه زنده اید زندگی میکنید خودش یه امید توی سیاهی همه وجودتون یه امید یه روشنایی من دیگه فقط نمیخوام زنده بمونم بگذره همه چی بخاطر اون دلیل میخوام زندگی کنم لذت ببرم از زندگیم کمی به خودم اهمیت بدم درسته از صفر شروع کردن عواقبی داره ولی من همه چیزو به جون میخرم فکر میکردم هرگز اون روز نمیرسه روزی که من همه چیزو رها کنم ولی الان همه چیز فرق داره من همه چیزو حاضرم رها کنم من دیگه نمیخوام یه فرشته اهریمنی باشم که همه فکر کنن شیطانم یا فرشته دیگه نمیخوام مسیر رویای لیزا رو برم به قلبتون به رویا هاتون باور داشته باشید مطئن باشید واقعی میشن حتی چیزایی که براتون یه خواب غیر ممکن به نظر میان و یه چیزی تو نمتونی ادما رو تغییر بدی همونطور که گفتم زات ادما تغییر نمکنه تو فقط میتونی اونا ها رو دوست داشته باشی بهشون عشق بورزی همه غیر ممکن ها روزی ممکن میشن مثل همین نوشتن متن خداحافظی من در کمال ارامش یه تصمیمی که هرگز تغییر نمکنه این کره خاکستری هنوزم داره اواز میخونه اواز زندگی رو با اینکه دیگه رنگین کمونی نیست نمیخدرشه ولی هنوزم امید داره داره زندگی میکنه هر روز تغییر به کره زمین نگاه کنید خاکستری شده خونین شده تکه تکه شده ولی هنوزم وقتی در دل جنگل بری صدای اواز زندگیشو میتونی بشنوی بهتون ارامش میده باز هم هر وقت کاملا دلتون گرفت به دل جنگل برید اون دوباره باعث امیدتون میشه خیلی زیاد اهمیت ندید میدونید چرا چون خیلی سنگین میبازید عهد پیمان های ما چیز های بزرگی هستن که خیلی چیزا رو درست میکنن ولی همه چیزم میتونن نابود کنن من بلاخره بخاطر بیدار کردن کسی که هستم اون کسی که میخوام باشمو ارزوشو داشتم حتی خود فعلیمو رها کردم خاطراتت ارزشمندن رهاشون نکنید گذشته همیشه دنبالتونه حتی اگه دیگه کسی چیزی ازش ندونه اون جزئی از زندگیتون بوده ازش شرم سار نباشید اون خاطرات گذشته همشون جزئی از قلبتن درسته اینقدر ضربه دیدم که الان فکر میکنم همه چیز یه رویای شیرینه و وقتی بیدار بشم کابوسو میبنم چیزی که لیاقتمه رو نمدونم چطوری جوابشو بدم فراموش کردم لبخندم چطوری بوده ولی وقتی از صفر شروع کنم همه چیز درست میشه من هنوزم یه جنگ جو ام یه مبارز میتونم بجنگم و چیزی که میخوامو بدست بیارم حتی به قیمت نابودی همه چیز از چیزی نترسید تا بهترین باشید زندگی یه فیلم نیست که هرجا بخوای بتونی تمومش کنی پوستت چوب تیکه های کاغذ نیست که خراشش بندازی صورت تو یه ماسک وحشتناک نیست پس پنهونش نکن اینم فراموش نکنید کلمات از همه چیز برنده ترن حتی از شمشیر خنجر میتونن ادما رو به راحتی بکشن پس قبل حرف زدن حرفاتونو مزه مزه کنید من فقط دارم خطی خطی های ذهنمو عوض میکنم از بین میبرم و از فکرای ترسای وحشتناکم راحت میشم چون اینو میدونم هرگزنباید روی یه صفحه تلخ زندگیم ایست کنم فکر کنم یه خداحافظی خیلی طولانی شد همین الانم دارید فوشم میدید میگید باخودتون میخواد بره بنویسه خداحافظ بره این همه حرف چیه ولی فکر کنم این کلمات به عنوان اخرین کلماتم بعد هفت سال تو اینترنت بودم برای یادگاری به جا موندن ازم نیاز بود ممنون که وقتتونو گذاشتید اینو خوندید اخرین تومار نویسی من اخرین نوشته به هر حال حتی اگر نخوانید هم من باید حرف هایم را میزدم گفتن حرف ها کلمات بهتر از یک سکوت ابدیست در اخر این فقط مخصوص یه نفر که خودشم وقتی اینو بخونه متوجه میشه میخوام یه متن رو از کل این متن بلند فقط برای یه نفر بنویسم تو شاید عشق اول من نباشی ولی عشقی بودی که باعث شد بقیه رو فراموش کنم تو حاضر شدی اون گل رز زیبا ممنوع رو به قیمت زخمی شدن دستت بچینی چطور میشه چنین ادمی رو دوست نداشت جونتو ندی براش از این به بعد اگه همه چیز خراب شد اشتباه پیش رفت فقط به من تیکه کن دستای من همیشه منتظر گرفتن دستای تو هست حتی اگه باهم نتونستیم به بهشتم بریم باهم به جهنم میریم تو همه چیز منی یه رویای شیرین یه اهنگ دلنشین دوستت دارم .............. خدانگهدار تا همیشه ایدفعه من آماده ام که بدوم از همه چیز فرار کنم همراه تو به دنبال خورشید و ر ویاهامون در مسیر رنگین کمون بدوم *امضا بانوی افسانه ای *دختر گربه ای الیزابت دوستدار شما ها شیرین