تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - بیوگرافی خودم✿◠‿◠
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...
بیوگرافی من
اسم :شیرین
لقب:الیزابت بانوی افسانه ای 
تاریخ تولد:79/9/30
وزن:خوب نیست وزن یه خانم بپرسید ولی نه چاقم نه لاقر نسبت
به قدم کمبود وزنم دارم 
قد:170
گروه خونی:+B
تیکه کلامامم:ویییی میو میو هوم هوم بله بله
دختری که توی دنیای رویایی خودم غرقم
هنوزم بندای کفشمو بابام باید برام ببنده
از دروغ خوشم نمیاد خودمم دروغ نمیگم
دوس ندارم کسی فکر کنه بچه ام
از اینکه کسی سرم بازی در بیاره بدم میاد
نسبت به غریبه ها جبهه گیرم یکمی خودمو بد اخلاق نشون میدم
از دور یه ادم محکمممم ولی کسایی که جلو هستن میبنن همچینم قوی نیستم
یکمی تنبلم  یه نمه 
یه سری قوانین خاصی دارم برای خودم
مثلا یه حرف بیشتر از سه بار به کسی نمیزنم وقتی عصبی باشم
اگه بعد سه بار بپرسه خب از چی ناراحتی حس میکنم داره به 
شعورم توهین میکنه که به حرفام توجه نکرده
عاشق رنگ صورتی کیتی  
یکمی بیشتر از حدی که نیازه حرف میزنم
رول رفتن دوس دارم
 عاشق وبلاگمم برام ارزش واقعا زیادی داره انگار خونمه
دلم میخواد یه روز بانوی افسانه ای چاپ کنم
به عالم ماورا سرک میکشم معمولا
ادم مرتبی نیستم اتاقم بهم ریخته اس همیشه
یجورایی مثل اومارو هستم رو این مورد  بیرون مرتبم همه
فکر میکنن این چه فرشته ای تو خونه تنها کارم انیمه دیدن اومدن وب هست
عام البته با اینکه اتاقم بهم ریخته اس وسواس شدید روی خاک دارم
و البته هیشکی حق خوردن خوراکی تو اتاقم نداره حتی یه لیوان اب^^
قبلا خیلی شاد بودم به لبخند رو لبم مشهور بودم
الانم یه لبخند دائمی دارم ولی اون کجا اون کجا لبخند الانم لبخندی
که حتی موقع گریه ام نمیره
یه نمه لوسم(0= حالا یخورده از یه نمه بیشتر)
تو مدرسه خوشم میاد به دبیرا احترام بزارم همه فکر میکنن خود شیرینم
البته بعضی کارام سر خود شیرینه ولی خب 
وقتی عصبانی ام بهتره کسی دوربرم نیاد دخالت بیخودی خودشو نده
تا خودم درست بشم 
بدم میاد وقتی موضوعی پیش میاد خودشو دخالت بده اونم وقتی کمک نخواستم
بهتر باهام حرف زد وقتی عصبانی ام البته اگه خودم بخوام در غیر اون
صورت باید شامل خشم من بشید
وقتی جوش میارم تا خودم نخوام به حرف هیشکی گوش نمیدم
از نحصیت شنیدن بدم میاد
از نظر دوستام مهربونم...(خودم از نظر خودم نیستم نمدونم چرا میگن مهربونی)
تازه میگن مهربونیم یجورایی خیلی زیاد از حد همیشه در سعی هستم
یجورایی کمک کنم به باقی
قرص خوردن تا اردیبهشت ماه 96 بلد نبودم یا میجویدم یا گم نامش میکردم
از تنهایی خوشم نمیاد تنهایی دوس دارما ولی از تنهایی خوشم نمیاد
نمدونم منظورمو فهمیدید یا نه
دوس دارم از باقی محافظت کنم لبخند به لبشون بیارم
البته اینطوری نشون نمیدم معولا خودمو بی اهمیت نشون میدم
ولی از دور همیشه مواظبم تا هر وقت نیاز باشه کمکشون کنم
از اینکه بی تجربه خام کسی حسابم کنه فلسفه جلوم ببافه متنفرم
اگه  کسی نشناسم برام مزاحمت ایجاد کنه سر سخت جدی هستم
یکمی زیادی از پسرا خوشم نمیاد
یجورایی یکی از دوستام اعتقاد داره اخر سر من با این اخلاقم نسبت به پسرا
ازدواج نمکنم پسرای دورمم از نظرشون من واقعا بد اخلاقم
ولی من فقط برای اونا اونطوری ام حوصله پسرا ندارم
مسئولیت نمیپذیرم اگه قبول کنم انجامش میدم اگه واقعا نتونم انجامش بدم
صدرصد سعی میکنم جبرانش کنم  
بین فاصل وسط های پاییزن 95 تا اردیبهشت 96 من به طور کامل از همه چی دست کشیده بودم
و خیلی از کارام عقب افتاد ولی خب بعدش برگشتم
تو نت قبلا شهرت زیادی داشتم خودم از همه انجمنای اصلی رفتم
(حوصله کار اضافع ندارم ترجیح میدم وقتمو برای دوستامو وبم بزارم)
حتی اگه واقعا کار داشته باشم کسی بیاد باهام بخواد حرف بزنه
بهش نه نمیگم  همیشه برای همه وقت دارم
مگر خودم نخوام با یکی حرف بزنم به هر دلیلی از نفر دلگیر یا بدم بیاد
تو دعوا ها فوش نمیدم..مگر خیلی یکی بی انصافانه حرف بزنه یا چیزایی بگه 
که بهم نسبت نداره اونم تا اون نفر بهم فوش نده نمیدم اخرین بار دو سال پیش
بود به یه کیسه صفرا فوش دادم توی یه دعوا اونم بر ای اولین بارش بود
و امسال دقیقا 30خرداد به یکی که هرچی از دهنش در اومد امروز بارم کرد و منم
جوابشو دادم
از اینکه یکی رو مخم راه بره خوشم نمیاد
اعصبانی باشم خیلی رول نمیرم چون برای رول ارزش احترام خاصی قائلم
یه اوتاکو کی پاپ لاورم
اسیب دیدن از دیگران یعنی عزیزانم برام خیلی سنگین تموم میشه
ولی نشون نمیدم بعد میشکنم از درون
بیماری قلبی دارم وقتی خیلی حرص میخورم حالم بد میشه یا شبا بیدار میونم
قبلا تو دو عالی بود ولی بخاطر بیماری قلبیم حالم بد میشه تازه
یکمی مشکل ریه دارم این ارثیه
البته هنوزم برای دویدن از رو نمیرم امسال تو مدرسه اول شدم 
البته بعدش از وسط زمین جمعمم کردنولی مزه داد
میگرن دارم معولا پاییز زمستون بخاطر سرما اوت میکنه
ناخونام کشیده بلند  هستش
طبیعی به در دیوار بخورم چون معولا سر گیجه دارم
سر همین سرم یا انگشت کوچیک پام همیشه زخمه یا درد میکنه
از نقش بازی کردن شاخ بازی جلوم و فکر کنن ضعیف بدون هیچ ادمی هستم
خوشم نمیاد
یه کوچولو ادم اجتماعی نیستم از این منظور فقط که
اجازه نمیدم کسی که تازه باهام اشنا شده خیلی گرم صمیمی بشه شوخی کنه
ترجیح میدم با قدیمی ها باشم
وابسته میشم...به ادما
وقتی با کسی رول میرم به طور ناخودگاه با اون نفرم صمیمی میشم
البته بستگی داره به رول ها....
مثلا با بعضی ها سابقه داشته کلا دیگه دوستم نباشم
یکمی مغرورم..و جبهه گیر
بعضی وقتا زود جوش میارم 
البته خب منم کاسه صبری دارم
ولی در کل ادم صبوری هستم بیشتر گوش میدم 
مبینم..تحمل میکنم نادیده میگرم ولی وای از اون روزی که
کاسه صبرم لبریز شه بستگی به اون ادم داره از از موضوعمیگذرم یا 
از موضوع خودش باهم برای همیشه
اگه دید با کسی خوب نیستم بیایید دلیلشو بپرسید کمتر
ادمی وجود داره که من روش به طور کامل شمشیر کشیده باشم
انتقاد پذیرم ولی به جا و تو یه موقیعتی 
اگه همین طور یهویی یکی بدون پرسیدن انتقادم کنه 
کفش مبارکمو در میارم میکوبم تو سرش
وقتی ناراحت میشم زود میبخشم
تخیلم خوبه توی رویا زندگی میکنم ولی بعضی وقتا برای خودم 
دنیامو تبدیل به جهنم سیاه میکنم وقتی که غم زده باشم
این حرف رو نمیخواستم چون نگید خود خواهم ولی وقتی 
چند تا از دوستامم گفتن میگم
اگه اشتباه کنم زود معذرت خواهی میکنم اگه خودم مقصر باشم
همیشه تو دعوا ها کاملا تقصیر گردن یکی نمیدازم
اگه مقصر باشم قبول میکنم
از نظر بچه ها ادم پاکی هستم در کل
سنگین تیکه میندازم یدفعه یکی میشورم میزارم کنار
اویزونشم میکنم رو بند رخت
کلا  یکمی عصبی بشم سنگین حرف میزنم
برای نفر یکمی زیادی تموم میشه
اجازه نمیدم ادما تو حریم اصلی خودم بیان
یا از ترس یا از هرچی خوشم نمیاد
از نظر باقی اعتماد به نفسم پایین چون اینطوری نشون میدم
ولی خدایشش خود شیفته ام 
اگه اعتماد به نفسم پایین بود طوری که نشون میدم
تو هرسایتی گیرم می اومد عوض نمیشدم با پرویی با همه دوس نمیشدم
البته چرا تو یه سری کارا پایین مثلا از نظر خودم 
کارای طراحیم خوب نیست
میترسم نزدیک ادما به طور کامل بشم
دوس دارم وقتی بهترین تلاشمو میکنم ازم تعریف بشه
یکمی رکم سر این مسئله با باقی دعوام شده
یعنی رو درواسی با کسی کامل ندارم
خیلی رک کسی رو مخم باشه میگم مگردر شرایط خاص
یکمی ولخرجم...بیش از یکمی البته خرید لباس رفتن دوس 
ندارم بیشتر چیزایی که به کارم نمیاد میخرم
رو لوازم الکرونیکیم حساسم مخصوصا لب تاب گوشیم
یه وسواس های خاصی دارم 
مثلا تو اتاقم اصلا خوراکی نمیخورم گوشیمو سر میز نمیبرم
وقتی دارم چیزی میخورم با لب تاب کار نمیکنم 
حتما دستامو میشورم دوبار بعد میام سر لب تاب
از کرم بدم میاد
خاک دوس ندارم
یکمی از دریا ارتفاع میترسم ولی نشون نمیدم
وقتی میرم شهر بازی واقعا بی حسم درحدی که بابام میگه 
بجه طبیعی باش جیغغ بکش 
ولی با این حال بازم دلم میخواد شهر بازی برم
کسی برام عزیز باشه براش سنگ تموم میزارم
از شوخی خوشم نمیاد ولی به موقعش شوخی میکنم
نوشتن دوس دارم و زیاد نویس یمخصوصا
صلاحم قلم منه 
اونو همیشه نورانی میبنم وقتایی که نور نداشته باشه
نمتونم بنویسم به نظر من هر کلمه یا هر چیزی نور خودشو داره
اگه از کسی دلگیر بشم ولی در گذشته برام واقعا عزیز باشه
اگه برگرده انگار که هیچی نشده کنارشم...
حتی اگه در ظاهر  از شخصی نا امید بشم بازم منتظرشم
میخوام برگرده
همه میگن خوب نیست دنیای مجازی واقعی قاتی میکنی
ولی ادما همون ادمامن مگه تو دنیای مجازی احساست وجود ندارن
تازه حتی بیشترم هستن
یکمی لجبازم بعصی وقتا 
شیک لباس میپوشم  به تیپم اهمیت میدم
ولی با این حال همیشه موهام بهم ریخته اس
سعی میکنم به همه اهمیت بدم
اگه یه موقع یکی جا بمونه واقعا ناراحت نشه
 قصدم نادیده گرفتنش نبوده
مسئولیت زیاد قبول میکنم در حد خودکشی کار برای خودم میتراشم
اگه حرفی بزنم که بگم حتما انجامش میدم واقعا انجامش میدم
یکمی پول برام مهمه 
قابل اعتمادم
اگه دوستام مشکلی داشته باشن
صدرصد کنارشونم شاید تو خوشی هاشون نباشما
ولی تو روزای سختشون هستم اگه کاری حتی از دستم بر نیاد
میتونم که به حرفاشون گوش بدم
تا جایی که از دستم بر بیاد به باقی کمک میکنم
از کسی چیز مخفی ندارم همه اسممو همه چیمو میدونن
از ادمای خیلی مرموزم خوشم نمیاد ازشون فاصله میگرم
به قوانین مکان هایی که باهاش کار دارم احترام میزارم
یکمی زیاد راحت اعتماد میکنم که این خوب نیست
ولی من ترجیح میدم اعتماد کنم و پیشمون شم
تا اینکه از اعتماد نکردنم پیشمون شم
وقتی کاری برای کسی میکنم خودم دلم میخواد
پس هیچ منتی نیست ولی اگه بعدا اون نفر بی انصافی کنه درباره ام
صدرصد جوش میارم
یکمی پر حرفم
سقف ارزوم خیلی بالاست یه رویای خیلی بزرگ دارم
میخوام شهر ستاره ها رو ببینم
 حتی اگه نتونم میسازمش همه تلاشمو میکنم
تا بهترین بشم
و هرچی بخوام وقتی خودم بخوام بهش یمرسم
هر کاری ازم برمیاد اگه فقط بخوام
به معجزه اعتقاد ندارم ولی میدونم معجزه وجود داره
معجره نمیاد در خونتو بزنه
باید معجزه بسازی
ادمای زیادی دور من اگه دید هر چند وقت یبار ممکنه بعضی ها عوض بشن
مطئن باشید بی دلیل نبوده
در گذشته اذیت زیاد شدم
تقریبا همه ماجرا های منو میدونید
مسائل خانوادگیمو دوستای صمیمیم میدونن
از بی دلیل دور شدن یکی بدون هیچ حرفی خوشم نمیاد
از کفش ال استار بدم میاد ولی بعضی وقتا میرم مغازه که بخرم
ولی وقتی پام میکنم پیشمون میشمو همون کتونی معمولی رو میخرم
کلا با کتونی رابطه خوبی ندارم
کفش پاشنه دار لژ دار بیشتر دوس دارم 
لباسای مارک دار نمیپشوم لباسم گرون قیمتن ولی دنبال مارک خاصی نمیرم
دنبال روی مد نیستم اصلا
هرچی خوشم بیاد میخرم
آشپزیم خوبه
تقریبا بیشتر غذا ها رو بلدم درست کنم
از نظر باقی دستپختم مثل مامان بابام خوبه هرکی خورده
دسر جات حوصله ندارم درست کنم البته یه 
چند تایی بلدم 
از غذا های جدید خوشم میاد
به بادمجون حساسیت دارم و از لوبیا سبزم خوشم نمیاد
معولا از زیر کارای خونه در میرم ولی اگه نیاز باشه انجام میدم
عادتمه هر روز تو خونه راه میرم با سرعت زیاد و با اهنگ بلند
رقصم یکمی خوب نیست 
از زبان انگلیسی خوشم نمیاد ولی ژاپنی کره ای دوس دارم
مدرسه زیاد عوض کردم تو  ده سال تحصیلیم سیزده تا عوض کردم
اگه یکی برام عزیز باشه صدرصد بیشتر وقتمو براش میزارم
وقتی دلگیر بشم دلیلشو مستقیم به نفر نمیگم ولی صدرصد گفتم
در عین حال که جدی سردم میتونم کاوایی خیلی گرم باشم
حیون مورد علاقه ام گربه هستش 
البته از اسبم خوشم میاد
بابام نمیزاره گربه بخرم ولی مطئنن یه روزم میخرم
تنها دلیلی که اومدم رشته انیمیشن اینه
برم ژاپن و بانوی افسانه ای در اینده بسازم
دلم میخواد دنیامو به تصویر بکشم برای همه
یه چیز جاویدان درست کنم چیزی که هر کسی تحت تاثیر قرار بده
رویای خوبی نه بخاطر تلاش میخوام کنم
دوس ندارم  از خونه بیرون برم ولی وقتی مسافرت میرم
کاملا خوش میگذرونمو سر خوش بازی در میارم
از دوسالگی دوستم کامپیوترم بوده
ادم حسودی نیستم ولی به بعضی چیزا حسادت میکنم
حساسم یکمی گیرم غرغرم پیش کسایی که صمیمی میکنن
در کل یه فرشته اهریمنی ام
میدونین فرشته های اهرمینی چطوری ان هم مثل فرشته ها هستن
هم مثل شیاطین
از شیاطین بدتر و از فرشته بهتر
اونا همیشه سعی میکنن خوب باشن تا وقتی که دیونه بشن
سر یه چیزی اون موقع اس که باید فقط فرار کنید
دوس ندارم ادمای غریبه بفهمن اذیت دارم میشم
خوبم یه کلمه عادیه که میگم دلیل بر خوب بودن نداره
از نظر من تضاد عشق رفتنه نه نفرت
معولا اینقدر سرم شلوغه که وقت تنفر از کسی ندارم
اگه کسی اذیتم کنه اونم شدید صبرم تموم شه حذفش کنم
فقط نادیده میگرم بوده...
عادت ندارم از کسی بد بگم واقعیت درباره نفر میگم
تازه اگه کسی بپرسه با مدرک حرف میزنم
میدونید ارزش ندراه بخاطر چند تا ادم اعتبارمو خراب کنم
بخوام بهدروغ کسی خراب کنم وقتی میشه به راحتی
با واقعیت خراب کرد
معولا اینقدر نشونمیدم از یه موضوع اذیت نشدم که 
بعضی وقتا بعضی واقعا نمبینن منم اذیت شدم
و خیلی حق به جانب میشن
صمیمی ترین دوست اینترنتیم سارا بوده
افچی سارا که هر وقت حرف گذشتع بشه همیشه
اسمش هستش 
حتی اکه کسی غیر قابل تحمل باشه برام اینقدر خوب به باقی
معرفیش میکنم که مردم فکر کنن اون واقعا خوبه من اون خوبیم
اگه دید از کسی چیز خوبی نمیگم دلیلشو باید بپرسید
وقتی خودمو قوی نشون میدم دلیل نداره واقعا 
بخوام هیشکی دورم نباشه یا هیچ حسی نداشته باشم
من سنگ نیستم
دوس دارم کارای اصلیمو تنهایی انجام بدم وقتی کمک بخوام کمک میگرم
خوشم نمیاد کسی ضعفمو ببینه
از تاریکی وحشت دارم
به نگهبانا اعتقاد دارم (دیونه نیستما)
الیسا واقعا برام ارزش منده هرچقدرم عصبیم میکنه
در حقیقت برام ارزش منده حتی اگه از خودم بعضی وقتا دورش کنم
زندگی مثل یه صفحه شطرنج میبنم ادمای کمی وجود دارن که 
بخاطرشون از اینکه بازی کنم دس بردارم بیام داخل بازی بخوام کنارشون باشم
نمیخوام اخرین فرصت زندگیمو از دست بدم
همیشه یه برگای مخفی دستم دارم برگ برنده به راحتی از دست نمیدم
تو دعوا کم نمیارم اگه میبنید کنار میکشم دلیل بر کم اوردنم نیست نمیخوام حرمت بکشنه
والا ماشالا تو حرف زدن کم نمیارم
ترجیح میدم صورت مسئله حلش کنم تا اینکه پاک یا ماس مالیش کنم یا 
ازش فر ار کنم از ادمایی که اینکارو میکنن بی زارم
بعضی وقتا تو خواب بیداری چیزایی از اینده میبنم که درست در میاد
بابام برام خیلی عزیزه واقعا عزیزه
دوس ندارم کسی بهم بگه چیکار بکن چیکار نکن
نمره هام تا سال هشتم خوب بود از هشتم به بعد خودم درس نخوندم..
با اینکه با نیم ساعت خوندن نمراتم عالی میشه ولی حوصله اش ندارم
اثباتشم با سال نهمم هستش که ترم دوم تجدید به طور واضح بودم
به بابامگفتم میخوام برم مدرسه تهران گفت حتی تو شرط وردیشم نمیاری مدل بالای هجده
ثابت کردم وقتی دبیرام نمره هامو دیدن متعجب بودن
فقط  دقیقا 45 دقیقا درس خوندم برای هر امتحان
بالای هجده نیم شدم
کلا درس برام یه چیز بی اهمیته
اگه ادم کم هوشی بودم امسال تابستون ازمون ظرفیت تکمیلی مدارس تهران
وسط شهریور وقتی رفتم تهرارن مدرسه نمونه دولتی بدون هیچ خوندی
امتحان دادم بالای نود درصد نمیزدم و تازه سال ششم تیزهوشان قبول نمیشدم
 تو وبلاگ نوسی مهارت بالایی دارم یبار تندیس نوجوان سالم به دلیل رتبه اول استان شدن 
گرفتم و سه دفعه دیگه ام تو مسابقات دیگه وبلاگ نویسی رتبه اول شدم
دورچرخه سواری دوس دارم دوچرخه سواریم خوبه
(=.= دوچرخه حرفه ای داییمو یواشکی داییم نشسته بود برداشتم رفتم بازی 
جای نشستن خیلی ارتفاعش بالا بود بعد یک ساعت که دور پارک زدم برگشتم
داییی گفت فقط بگو چطوری سالمی سوار این شدی
گفتم دایی اینکه خیلی راحت بود دوچرخه زنداییی خیلی 
معولی بود دلم اینو خواست فقط یه چیزی نمیتونم بیام پایین از این 
ارتفاعش زیاده>: اینقدر ارتفاع صندلی بالا بود ازش پایینم نمیتونستم بیام
موندم چطوری رفتم بالا داییم ورزش کاره فوتبال>: داره مربی گری میخونه)
خانواده ام برام ارزش دارن شاید اینطوری نشون ندم
البوم برچسب کلیکسیون سکه دارم یه جعبه پر پولک
و کلیلسیون عنواع صدف
از عکس گرفتن به عنوان یادگاری خوشم میاد
سلیقه ام خوبه ولی تنبلی باعث میشه هیچ کاری نکنم
از نظرم زمین قبلا رنگین کمونی بوده نه خاکستری 
یه دروازه ارتباطی بین همه جهان ها کاش دوباره زمین
بجای خونین خاکستری بدرخشه
دوس ندارم حس کنم کسی بهم اهمیت نمیده
نقشای رول زیادی دارم اصلی هاشو عکسشو اخر توضیحات میزارم
همیشه کاری انجام میدم که حس میکنم درسته
تو رول واقعی هستم معولا احساسم اگه کارکترم گریه کنه
خودمم معولا گریه ام در میاد
کاری نمکنم که بعدا مجبور شم جواب پس بدم
اگه خطا کنم سخت پیشمون میشم حتی اگه نشون ندم خودمو 
تنبیه بخاطرش میکنم
تاکید میکنم بازم برای رول ارزش خاصی قائلم مقدسه
به خورد خوراکم اهمیت میدم ولی با این حال لاغرم
خوشم نمیاد تو مدرسه چیزی بخورم
تو خوردن هیچی جز اب زرشک افراط نمکنم
واقعا دوس دارم
تنقلات دوس ندارم چیپس پفک سالی یبار اونم چی بشه
بخورم از نظرم مضرن
از گردنبدای که به گردن کیپ میشه خوشم میاد مثل چوکر اینا
رژ لب قرمز نمیزنم از نظرم زشتم میکنه ارایش زیاد دوس ندارم
در حد کم اونم چون لبام پوست پوست فقط رژ میزنم در کل
وقتی ارایش میکنم خیلی افتضاح میشم
چون چشمام به حد کافی تیره هست خودش همیشه انگار ارایش دارن
موژه هام فره 
رنگ چشمام قهوه ای تیره تیره انگار سیاه موهام  خرماییه
از موی بلند خوشم میاد هرگز حاضر نیستم موهامو کوتاه کنم
لاکای صورتی هیمشه میزنم مگر عید صورتی به مانتوم نیاد
اونم روز اول عید فقط
از عنکبوت میترسم پروانه ها رو دوس دارم 
یه سنگ داشتم برام خیلی مهم بود میفته تو دریاچه متاسفانه
یه صندوقچه دارم هرچی مهم باشه بخوام نگهش دارم یادگاری باشه میندازمش اون تو
حافظه زیاد قوی دارم ولی معولا میگم چیزی یادم نمیاد مخوصصا اگه خاطره
تلخی باشه 
اگه نمیفهمیم سعی نکن خودتو قاتی مشکلاتم کنی
چون با نفهمیدن من مشکلاتم حل نیمشه فقط عصبی ام میشم
اینکه فکر میکنید من ادما جایگزین میکنم سخت در اشتباهید هیچ ادمی جایگزین کسی دیگه
نمیشه 
من فقط روز به روز سرد تر بی رنگ تر میشم ولی زنده میمونم
چون یه ارزو دارم باید بهش برسم
من نباید رویای رنگین کمون از سرم بیرون کنم
من باید درخشنده بمونم
بعضی وقتا دلم میخواد توی باد گم بشم
یا برم توی یه جنگل متروکه
خود شیفته نیستما ولی مطئن باشید
اگه با من دوست صمیمی باشید جز اون کمتر ادمایی میشم که فراموش هرگز نمکنیدش
 یه گوشه ذهنتون به یادم می افتید
تا حد ممکن تلاش میکنم نا امید نمیشم میجنگم
ناراحتیمو تا حد ممکن نشون نمیدم ولی خب البته نزدیکام میفهمن
ولی وقتی خودم نشون بدم دیگه زیادی همه میفهمن
ناراحتیمو پشت یه نقاب خنده شادی پنهون میکنم 
نوعی میخندم که انگار هیچ مشکلی نیست
بعضی وقتا خودمم باور میکنم نیست 
همه میگن یکمی زیادی احساساتی هستی خودمم قبول دارم
احساسات دلسوزی بیشتر از اندازه دارم
احساسات معولا باعث میشه اذیت بشم
از نظر باقی خوشگلم ولی از نظر خودم نیستم
انیمه های مورد علاقه ام
دروغ اوریل هستش و اوراما
خادم سیاهم بخاطر سباستینش واقعا دوس داشتم
توکیو غول بار اول که دیدمش خوشم نیومد چند قسمتشو
ولی چند ماه بعد دوباره نشستم دیدمش عاشقش شدم
نماینده کلاس ما پیش خدمته باعث شد خیلی بخندم
بوسه ایزدی واقعا قشنگ بودش 
نوراگامی حتما ببنید از  دستش ندید
وای فقط میخوام برم ژاپن زنگ بزنم به شماره یاتو گامی
خدای بی معبد 
اتک ان تایتانم از دست ندید لیوای جذاب من فرمانده کوتوله
فیلم کره های مورد علاقه ام
تقریبا هیچ فیلمی نظرمو خیلی جلب نکرده
ولی عاشقان ماه  افسانه دریای ابی خوب بود
ولی اهنگای کره ای خیلی دوس دارم
کریس از گروه اکسو عاشقشم واقعا
طرفدار گروه دابل اس بودم
گروه جی جی دوس دارم
ولی بیشتر از بازیگرای کی درام خوشم میاد

عکس خودم چون قول داده بودم
الان دارید فوشم میدید نه میگید دختر ما قیافتو میخواییم ولی عکس بدی 
معلومم
گول خوردید یوها هاا
ولی ایدفعه راسته
خیلی ام واضحم اقا تو وب اخه نمیشه=-= عکسم راحت پخش میشه
میو میو تا همین حدم دید کافیه
البته دوستان صمیمی عکس بخوایید میدما

عکس شخصیت های اصلیم
الیزابت(سی یو وکالوید)
پترا
گومی
شیرین(لوکا )
اومارو
پارک شین هه 
ایرین
ته یون
هیوری(هیوجه)
سون یونگ( گذاشتم به عنوان نقش بزرگ شده هیوری)
بریتی
تیلور
اینا اصلی ترین نقشامن غیر از اینا سی تا دیگه دارم که کم باهاشون رول میرم

همیشه یکی توی ذهنم مبینم یه ادم جادوییی 
الیزابت کسی بوده که همیشه کنارم بوده اون خود منه
دوست خیالیم نیست اون واقعی بوده
خونه الیزابت براش میسازم یا میبرمش اونجا 
خاطراتمو پس میگرم شهر ستاره ها رو میبنم
ایدفعه نمیمرم فرصت زندگیمو از دست نمیدم
زنده میمونم مبارزه میکنم پیروز میشم...
ثابت میکنم به همه زنده ام...
حتی اگه دوباره به اون نرسم مهم نیست
چون تا ابد توی قلبم دوستش خواهم داشت
یه قلم درخشان
یه قلب تپنده
یه عشق ابدی
رنگای نورانی
صدای بارون
جادویی زیبا
بهشت ابدی
نور ستاره های درخشان
صدای اب
خاطرات جاودان 
اون دختر همیشه توی قلب من زنده هستن تا ابدیت
درسته من الان شیرینم من دیگه الیزابت نیستم
ولی تا ابد الیزابت نگهش میدارم چون اون خود من بوده
یه روزی دوباره بانوی افسانه ای میشم نه الیزابت بانوی افسانه ای
فکر کنم منظورمو بفهمید
ولی خاطرات الیزابت احساسش درونه منه اون قلب تپنده اش
مهربونیش قلب اون 
بعضی وقتا احساس میکنم منتظر چیزی که هرگز اتفاق نیفته 
ولی من نباید نا امید بشم نه من میبنم همه چیزو دوباره
نکته :در اینده اگه چیزی یادم بیاد بروز رسانی میشه اینجا