تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - شعر و شاعری ( آهنگ )
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

شعر و شاعری ( آهنگ )

یکشنبه 21 شهریور 1395 12:00 ق.ظ

نویسنده : мєℓ
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ،
سلام 
بنده بازم تشریف فرما شدم
امروز مهمون داریم 
جیلی رو آوردم 
جیلی : سلام 
سوبارو : شایعه پراکن 
جیلی : عه سوبی خره 
من : هزار بار گفتم عین آدم حرف بزن 
جیلی : ببین خودش مشکل نداره 
سوبارو : مجبورم کنار بیام 
من : من نمیتونم کنار بیام 
جیلی : آخی خدای غیرت 
من : جیلیییییی 
پاری : اهم .. اهم ..  
من : اوا ، حواسم نبود اینجایی
پاری : بله دیگه دیروز بهت رو دادم پرو شدی 
من : اوم .. پاری جونم 
جیلی خیلی آروم : شوت .. سوبی 
سوبارو : هان چیه 
جیلی : ببین خانومت چقدر ناز میکنه 
من یهو میچرخم سمت جیلی 
دوتا تیکه یخ پرتاب میکنم سمتش 
که جا خالی میده و به سوی ادامه فرار میکنه

سوبارو :

میگن هیچ عشقی تو دنیا مثله عشقه اولین نیست
میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست
داغه عشقه هیچکی مثله اونکه پس میزنتت نیست
چقده تنهاشی وقتی هیچکسی هم قدمت نیست
هیچکسی هم قدمت نیست

میگن هیچ عشقی تو دنیا مثله عشقه اولین نیست
میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست
داغه عشقه هیچکی مثله اونکه پس میزنتت نیست
چقده تنهاشی وقتی هیچکسی هم قدمت نیست
تکست آهنگ عشق اول مهدی احمدوند
چقده سخته بدونی اونکه میخوایش نمیمونه
که دلش یه جایه دیگست و همه وجودش ماله اونه
چقده برای اونکه جون میدی غریبه باشی
بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی
نباشی

چقده سخته بدونی اونکه میخوایش نمیمونه
که دلش یه جایه دیگست و همه وجودش ماله اونه
چقده برای اونکه جون میدی غریبه باشی
بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی

( عشق اول ، مهدی احمدوند )
*** 
من دنبال جیلی بودم و کل صحنه یخ زده بود 
من : جیلی واستا 
جیلی : وای نمیستم جلی 
من : عه بچه پرو چقدر تند میدویی صبر کن 
سوبارو : بس کنید 
جیلی : به حرف عشقت گوش کن 
من :جیلی جدی دارم عصبی میشما 
جیلی : حقیقت تلخه 
یه یخ پرت میکنم میخوره به آستینش 
*
چندی بعد 
جیلی رو با طناب به صندلی بستم نشستم بالا سرش 
پاری : نمیخوای بازش کنی ؟ 
من : عمرا تا وقتی که بگه دفتر خاطرات منو کجا برده 
جیلی : نمیگم میخوام چاپش کنم 
من : بیجا میکنی دفترم کجاست ؟
جواب نداد
من : آبروی من بازی کردن نداره بگو کجاست 
جیلی : شرمنده عزیزم 
با عصبانیت پاشدم محکم پامو کوبوندم زمین 
که کف صحنه یخ زد 
من : میگی یا ..
سوبارو مچ دستمو میگیرع 
سوبارو : چرا برات مهمه 
من : مسائل زندگی من به کسی مربوط نیست
سوبارو : مثلا گذاشتن نامه عاشقانه تو اتاق من 
من : بهت گفتم اون کار من نبوده 
سوبارو : منم باور کردم 
من : میدونی چیه تو باور نمیکنی چون دلت نمیخواد که باور کنی 
سوبارو : منظور ؟ 
من : تو دلت میخواد اون نامه عاشقانه رو من نوشته باشم 
سوبارو : هه مسخرس ، چرا باید بخوام 
پاری ، جیلی رو باز میکنه
جیلی : خیر سرم میخواستم لاشخورا رو بهم برسونم 
پاری : ریدی 
جیلی : بدجور
پاری : بیخیال بیا این شیرینی هایی که پختیو بخوریم و دعوا تماشا کنیم 
جیلی : بزار قبلش دوربین رو خواموش کنم 
پاری : عه راست میگی خداحافظ بروبچ
جیلی در حال خاموش کردن دوربین : 
لامصب خیلی باحال دعوا میکنن 
_________ 




دیدگاه ها : نظرات

آخرین ویرایش: یکشنبه 21 شهریور 1395 12:08 ق.ظ