تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - کرم ریزی شبانه
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

کرم ریزی شبانه

پنجشنبه 1 مهر 1395 02:30 ق.ظ

نویسنده : Lia mondry
سام علیک
میدونم چند روزه نیومدن و شما میخوایم خفن کنین
ولی فدای سرم.
خب نمی تونستم بیام دیگه
پاری:خب دیگه هی زر زر نکن
من:او هم هی گند بزن تو خوشحالیم
پاری:تو الان خوشحالی.
من با حالت پوکر فیس:معلوم نیست
پاری:من بیشتر یه جنازه میبینم راستشو بخوای
لئو:لیا کلا همینحوریه.وقتی که یه زره خوش حاله جنگولک بازی درمیاره
ولی وقتی که خیییییییلی خوش حاله خیلی پوکر فیس میشه
یا بقول خودت عین جنازه میشه 
پاری:بهله :/ خب حالا چرا خوشحالی؟
من:چون دارم میرم سراغ جک فراست خودشیفته
پاری:ولش کن بابا.میزنه عین اون دفعه یخ در بهشتت میکنه ها
من:غلط کرده بزمچه.
بریم ادامه
رفتیم جلو اتاق خودشیفته.
خب من از قبل با خودم یخ و وسایل آرایش پاری و
طناب و هزار تا کوی و زهر مار دیگه هم آوردم
به پاری و لئو هم گفتم 
که تنها میرم
پاری که از خدا خواسته قبول کرد
لئو هم که هیچی
رفتم تو اتاقش
اول از همه رفتم سراغ تختش و بعد بالا سرش با طناب ماهیتابه 
رو اویزون کردم
که وقتی بیدار شد با صورت بخوره به ماهیتابه
صورتش پخمه میشه 
بعدم یه جعبه چوبی نسبتا کوچیک رو گذاشتم رو میز کنار تختش
از اون جعبه های که وقتی بازش میکنی
یه مشت ازش میزنه بیرون
آخ آخ صاف میخوره صورتش.
اون دماغش مچاله شه لامصب
منم یه نفس راحت می کشم اگه دماغش کلا از بین بره.
بعد با لوازم آرایش پاری افتادم به جون صورتش.
نمدونم چیکار کردم ولی فقط میدونم که
وقتی که السا صورت جک رو ببینه درجا سکته ناقص رو میزنه.
قیافش خیلی وحشتناک شده بود لامصب.
بعد یه کاغذ چسبوندم رو پیشونیش
و روش نوشتم : بی ریخت یخی بدقواره ی خودشیفته
تهشم یه امضا زدم و نوشتم لیا
بعد افتادم به جون چوبش یا همون بقول خودم دسته بیل.
دسته بیل رو با این چسب نواری های رنگارنگ چسبش زدم.
لامصب گل گلی شده بود.
بعد آروم آروم یخ رو ریختم رو آقای خودشیفته
تا از خواب پرید دسته بیل رو برداشتم و الفرار.
اتاق که هیچی کلا از ساختمون زدم بیرون.
لئو:چوبشو چرا برداشتی؟
من: امم واس خنده
لئو: چرا اینجوریش کردی؟
من: دسته بیل رو طبق مد بروز کردم.
لئو: چرا با خودت آوردیش؟
من:کرم دارم
لئو:چرا....
یه دونه محکم زدم تو فکش.
من:اااااه بسته د لعنتی.ببند اون فک ناقص رو.واسه من چرا چرا راه انداخته.
بابا این دسته بیل رو برداشتم یزرع اذیتش کنم.
چند روز دیگه هم پسش میدم.
تو ام به هیچ وجه من الوجوه نمیگی که دسته بیل دسته لیاست.
فهمیدی یا بفهمونمت؟
لئو:فهمیدم.
من:خوبه.خب بروبچ فردا اگه زنده بودم دوباره میام کرم می ریزم میرم
فعلا.
__________________
دوربین خاموش شد



دیدگاه ها : نظرات

آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 مهر 1395 01:47 ق.ظ