تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - کرم ریزی های شبانه
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

کرم ریزی های شبانه

یکشنبه 18 مهر 1395 12:00 ق.ظ

نویسنده : Lia mondry
رو مبل لم داده بودم و با اینکه سرما خورده بودم داشتم بستنی می خوردم
لئو:لیااا چند بار بگم اون بستنی رو نخور.بدتر میشی
من:خفه بمیر
لئو:وااای خدا
پاری:لیا لیا لیا لیا
لیا لیا لیا ....
من:درد لیا مرض لیا.لیا و کوفت و زهرمار
طوطی شده واس من.اینقد گفت لیا حالم از اسمم بهم خورد
لئو:خب پاری حالا بگو چی شده؟
پاری:آها لیا....
من:وااااااااای دیگه اینقد این اسم منو نگو
از همین الان اعلام میکنم دیگه هیچکس به هیچ عنوان حق نداره اسم بیصاحابمو بگه
لئو:پس چی بگیم؟آها من که میدونم چی بگم.
من:نه اصلا نه.انواع اقسام حیوانات رو بگو ولی اون مسخره بازیا رو نه
پاری:وااااااای بس کن دیگه .خر احمق برنامه یادت رفت؟
من:برنامه؟. :/ پاری: وااای باز این آلزایمر گرفت.کرم ریزی دیگه
من:آها.خب من هیچی آماده نکردم ولی خب همینجوری میریم سراغ همون دیشبی
پاری:دیشبی؟
من:فعلا شوت شو ادامه
پاری:سراغ دیشبی نه.دوباره میکو؟
من:مگه میکو بود؟
پاری:نه عمه من بود
من:پس بریم سراغ عمت
پاری:وااای دختره ی بوفالو نظرت چیه بریم سراغ داداشش
من:داداش عمت؟
پاری:نه داداش میکو.
من:میکو مگه داداش داره؟
پاری:واااااای
لئو:پاری الان این الزایمرش عود کرده دوباره همچی یادش رفت.تو برو جلو اتاقش این 
چه یادش بیاد چه نیاد کرمش رو میریزه
پاری:حق با شماست.بوفالوووو بیا بریم سراغ داداش کرفس
من:باوشه.رفتیم جلو اتاق موکو.بخاطر اسمش همش یاد کوکو میوفتم:/
خب حالا چه غلطی بکنم.پاری گذاشتم بیرون این دفعه برای اولین بار با لئو رفتم
البت قبلش کلی گوشش رو در که گند نزنه .فقط اگه گند بزنه مطمعن باشین همین
اتاق موکو رو به قبر لئو تبدیل میکنم.
اول از همه کلی دور و بر اتاق چرخیدم بعد فکری به مخم خطور کرد 
لئو رو شبیه جن کردم و مجبورش کردم لباس پاره پوره بپوشه.که وقتی پارچ آب یخ ریختم 
رو صورت موکو لئو عین جن جلوش ظاهر شه اونم بترسه منم فیلم بگیرم
من این ور تخت و لئو هم اون ور تخت واستاد.
نمیدونم چی شد لئو خر به چی خورد اون افتاد پایین بعد موکو با صدای بلند بیدار شد 
من ترسیدم داد زدم:واااهاهاهاییی
بعد لئو یه قدم رفت عقب تو آینه خودشو یهو دید جیغ بفنش کشید
موکو هم از جیغ لئو پرید هوا بعد نمیدونست منم اینجام اومد صاف خورد تو صورت من
منم حواسم نبود یهو اومد پارچ آب رو صورتش خالی کنم
پام نمیدونم به چی گیر کرد افتادم پایین
آب هم رو من ریخت هم رو موکو.من:لعنتیییییییییی
موکو:لیااااااا خفت میکنممممممم بعد اونم میخواست از اتاق بره بیرون بجای در صاف خورد تو دیوار
افتاد پایین دیگه حوصله نداشت پاشه
منم دیگه از جام بلند نشدم چشمامو بستم زیر لب هزار تا فوش به لئو و جد ابادش و خودم و موکو 
و هرکی که می شناختم دادم.مخصوصا به جد و آباد لئو.
۲دقیقه بعد چشمامو باز کردم یهو صورت شبیه جن لئو جلو چشمم بود
لئو:خوبی؟
من از ترس اینکه جن دیدم یکی محکم کوبیدم تو صورتش بعد لگد زدم تو شکمش.
من:واهاهاهااااای جن جن جن
لئو:اخ جن چیه منم واای
من:عه تویی.آها من قسم خوردم اگه گند بزنی اینجا رو به قبر تو تبدیل کنم
افتادم روش تا جا داشت کتکش زدم
موکو:هیی دختره ی احمق اتاقم و به گند کشیدی.
من:گمشو باباااا.یه لگد محکم به لئو زدم که اون پرت شد سمت موکو.موکو پهن زمین شد.
من:لئو عین بچه آدم بیا بمیر
لئو:هه لیا دیگه بچه فرض کردی.هی هیچی نمی گم.
من:لئوووووو
لئو:درد.منم میتونم بیام بزنمت ولی.....
من:واااای من آخر کرممو نریختم.بدو بدو رفتم سمت موکو.یه لگد به شکمش زدم و اخش در اومد
و از اتاق اومدم بیرون.
من:خب امروزم با گند کاریام تموم شد.لئو بازم قهر کرد بچه ننه.
فعلا خدافظ
____________________
دوربین خاموش شد



دیدگاه ها : نظرات

آخرین ویرایش: یکشنبه 18 مهر 1395 12:12 ق.ظ