تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - اهم اهممم امروز یه روز مهمه
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

اهم اهممم امروز یه روز مهمه

شنبه 6 خرداد 1396 11:00 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: مناسبت ها(کریسمس عید نوروزو.....) ،
مهم نیست بقیه چی میگن
مهم قلب منه که 
فقط برای تو میتپه*-*
هپی مپی دخی خاله کوشولوی من 
00:00
دو صفر یعنی شروع یه زندگی دو صفر
تو خرداد ماه هفتمین روزش یعنی
لحظه شروع روز به دنیا اومدن یه فرشته
_________________________
 سلام همینطور که میدونید خیلی وقته ماجراییننوشتم
یا جشنی مهونی مراسمی تو وب برگذار نکردیم ولی امروز
بعد از ماه ها یه مراسم مهم داریم برای یه ادم خیلی مهم
شاید چون خیلی برام با ارزشه  بخاطر دوباره دس به قلم شدم میخوام
یه مهونی عالی براش بگیرم
پاری:جیغغغغغغغغ الی مواظب باش
برگشتن سرم دیدن  یه گله مورچه گوشت خار که تو شبکه ول شدن پریدن عین چی
به نخ پرده میوووو اینا چیه گومیییی
داشتم میگفتم یه تولد عالی البته اگه اینا بزارن اخ مردشورتو ببرن پارازیتتت
صدای پاره شدن نخ پرده
پاری:الان اینا جمع میکنم فوشم نده خب دستم خورد شیشه اش افتاد شکست 
من: اخ مردشو....ر با فریاد از پرده افتادن پایین باز شدن کل پرده شبکه خبری افتادن پرده رو سرممممم 
اخخخخخخخخخخ پارازیتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
پاری:الفرار جمع کردن مورجه هاش  گومن گومن الیی
من:وایسا این مراسم تموم شه من حساب کارامو با شماها معلوم میکنم
هم اونایی که باید اخراج بشن برگه اخراجشونو میدم دستشون هم دو روزی شبکه میبندم برای تغییرات
شمام میرید تو خیابون تو این دو روز اخ
خب داشتم میگفتم امروز تولد عزیز ترین خوشگل ترین جیگر ترین دختر خاله کل جهانه
ایدن:بجای پر حرفی بیا کمکم بادکنکا رو باد کنیم
اشاره به پرده به چی وصلشون کنیم بعد اونوقت اقا داری اینا باد میکنی
ایدن:یا کارل هاینز کبیر این کی کنده شد
روای:ایدن گوشات سنگین شده همین دو لحظه پیش افتاد
من:=-= بیایید کمک پسرا بجای تیکه انداختن بهم
وای وای وای خیلی کار مونده جیغغغ
ما نمیرسیمممم
ایدن:=_= الی باز شروع کرد جدیش نگیرید   فاز منفی از صبح بیدار شده همینطوره
دوبارم غش کرده از ترس 
کریس:های های
ایدن:همین موجود پارازیت کم داغشتیم
کریس:الی چرا عین گچ سفید شدی ناخوناتو نجو اروم باش بغلم میکنه 
اروم اروم نترس نترس یه تولده فقط 
من:ما گند میزنیم همش داریم خراب کاری میکنیم
کریس:آروم 
ایدن:بحای بغل کردن اون منجد بیا کمک ماااا 
روای:ایدنن  چهارپایه نگه دار دارم پرت میشم
ایدن باشه حتما ول کردن چهارپایه...
پاری:جیغغغ این پسرا باز دارن همو نابود میکنن شما برید ادامه
الی حق داشت به نظرم بترسه اخخخ مورچه هام در نرید نه

انیسا:گومییییییی مورچه هاتو ببر دارن میرن سمت کیک
گومی:خب گشنشونه حتما الهی کوچولو هام
من:بعد اینکه حسابی سر کریس جیغ کشیدم بهم ابقند داد ارومم الان  نفس عمیق 
خوبم ددی کریسم خوبم خب بریم به کارا برسیم
کریس:همینه دخترم باید همیشه همین طوری باشه نه مثل گچ دیوار
من:راستی پرده چی شد  دیدن روای که با چوب وایساده بالای سر ایدن پرده نسبت کنه
من چی شده ایدن به حال زار افتاده ای
ایدن:اورسای روکی جنبه شوخی نداشت 
پاری:شوخی کشتی بچه مردم اخ
ایدن:تو مورجه هاتو جمع کن
پاری:این داره به من تیکه میندازه ول کردن ظرف مورچه هاش اومدنش سمت ایدن
من:جیغغغغغغغغغغغغ دوباره اونا رو ول کردی دختر
فکر کنم این اخرینب رنامه این شبکه باشه امروز نابود نشه معجزه اس عررر
شبکه عزیزم
رااستییی کریسسسسس
کریس:جونم  دختر ددی
من:به سهونییی گفتی بیاد
کریس:او اووو
من:خاک تو او..ن
سهون:من اومدم خودم یادم بود تولد الیساست تازه یه کادوی خوب اقتصادی ام براش خریدم
تازه بعدا به کار میاد باهاش ازدواج کنم
من:=_= وای خدایا سهون باز تو فکر اقنصادی کردی جناب خسیس
اخه توکه هر پولی بدبدخت چرا 
ایدن:/ حالا چی خریدی
سهون:فکر بد نکنید دستکش ظرف شوییی خریدم دستای الیسای خوشگلم خراب نشه
ایدن:تو برای خواهر من دستکش ظرف شستن خریدی
کریس:گرفتن ایدن نکشش از سهون توقع بیشتر از این نداریما
من:تو غلط میکنی برای الیسا اولا خدمتکار نگیری دوما کی گفت زنت میشه
سوما برو بیرون زنگ بزنم هاروکا جوکر بیان بیشتر الیسا تحویل میگیرن
سهون:شما واقعا جدی گرفتید شوخیمو فکر کردید واقعا من برای الهه زندگیم دستکش
ظرف شستن گلی  میخرم
من: یعنی چیز مفید تری خریدی
سهون :معلومه وایسید یه لحظه 
ایدن:این پسره رو مخه
کریس:به منو سوهو که نرفته یعنی به کی رفته
سهون:اومدنش تو با یه دسته گل بزرگ یاسی ابی سفید ترکیبی  با دوتا جعبه کادو
اینو براش خریدم بی جنبه ها
من:به جه حقی کادوت از من بزرگتره
انیسا:کمک مورچه ها تا کیکو نخوردن
همه کیکککککککک
پریدن سمت کیک  
پاری:مورچه ها رو سریع جمع کردن تو شیشه هوفففف   
بخیر گذشت پاری شانس اوردی
انیسا:خب الی حالا که اینجایی تزئییین کن کیکو
من:با کمال میل  با قدرت پریا  براقیت دادن به کیک الماسای ریز خوراکی دورتا دور کیک  ریختن با خامه
خوراکی بنفش تزئییین کردن لبه های کیک با دقت همه هم داشتن کیک نگا میکردن 
دهاناشون اب افتاده بود همین طور که همه غرق در توجه به کیک بودیم ناگهان زنگ در به صدا در میاد
من:الیسا هستت نه هنوز اینجا مرتب نیتس گومی بپر پایین یکمی سرگرمش کن
پاری با کمال میل از پنجره پریدنش پایین
روای:الهی زنم مرد
گومی:رفتن جلوی در  وای سلام الیسا بانو به به از اینورا 
الیسا:برو کنار حوصله ندارم بچه حالم گرفته اس 
گومی:نه نمیشه شما برید بالا  الیساااا بترمگ میگم
الیسا:تو چی گفتی جوجه من بترمگم
گومی:اره زبون ادم حالیت نمیشه میگم نرو دو لحظه وایسا گفتن
نگهت دارم پایین دو دقیقه ایششش
الیسا:اونا گفتن مگه کسی بالاست جز الی
گومی:نه نه
الیسا:شوتیدن گومی تو دیوار رفتن از پله ها بالا باز کردن در چرا چراغا خاموشه
 هعی یهووو کسی نیست  اون ببعی منو سر کار گذاشته  
یهو روشن شدن چراغا جیغغغ کشیدننن همگی تولدتتت مبارک
پرنسس خانممم
من:پریدنننن بغلت الیسا قشنگ افتادنش رو زمین  الیسا:ال...یزابتتت
جیغغ وای اینا کار تو هست همه
من:من و این دوستان خوشگل من
ایدن:تولدت مبارک خواهرم البته از نظر من واقعا نیاز نبود این همه کار واسطکنن
الیسا:میکشمت داداشی دنبال ایدن کردن
همه زدن زیر خنده 
ایدن:نجاتم بدید عربده کشان در میرفت
الیسا:داداش وایسا فقط از من خواستی برم الیزابت خواستگاری کنم دیعه
خواب الیزابت ببنی
ایدن:غلط کردم الیسا 
من:تو چی خواستی از الیسا یعنی خودت اینقدر عرضه ندرای خواستگاری کنی واه واه
پاری: بچه ها مورچه ها دارن میرن سمت کیک
الیسا:کیکم گوله اتیشین زدن به مورچه ها خب حل شد
از خونت میگذرم فقط چون تولدمه
کریس:/ این مهونیتونه مثلا  دیسک گذاشتن تو سیستم
پخش اهنگ ترکووندن قشنگ سالن با اهنگ بها ین میگن یه مهونی
من:جیغغغ این فوق العادست 
سهون:اهم اهم الیسا خانم میشه یه چیزی بگم
الیسا:گرفتن دستم اون سهونه سهونه سهونیه تولدمو یادش بوده
من :آروم 
الیسا:تو دوتا چیز بگو اصلا
سهون:تولدت مبارک الیسا خب خب برات یه جیزی خریدم ولی
میدونم لیاقت تو صد ها برابر بیشتر از اینه
ایدن:واوو جنتلمن 
من:قد کریس سهونم نشدی
راوی:کریس الان چیکار کرد پاری اونم کشیدی وسط
ایدن:همینو بگو
من:نفهمیددید شما
الیسا:با خشم نگا کردنمون 
بعد برگشتن سمت سهون لبخند زدن وای اقای سهون این چه حرفیه
سهون:اوردن دست گل جنتملانه تقدیم الیسا کردن و اون دوتا جعبه
الیسا:وایییی سهونیی ممنون بغلش کردن
من: اهممم اهممممممممممم
بسه بسه به ادامه مراسم برسیممم تولد تولد تولدت مبارک دختر خاله 
وای خب هیچی نمگید یعنی همگی اول باید کادو بدیم بعد جشن بگیرید واه واه
 برگشتن یه سبد از زیر میز اینم کادوی شما جیگر من دوتا بچه گربه کوشولو
سرشونو از زیر پتوی تو سبد بیرون میارن میو
الیسا:کاوایییی*-*برق زدن چشماش دختر خاله میگم بهترینی
بگو نه
من:خجالتم نده با خجالت خندیدن اینکه قابل تو رو نداره
و البته اینم هست دوتا بلیط به جزایر ساحلی  اروم در گوشت گفتن با سهون خوش بگدره
الیسا:بعد بگو بهترین نیستی خندیدن با نیش باز 
من:برگشتن عقب 
ایدن:چی گفتی به الیسا
من:هیچی یه چیز شخصی
ایدن:که شخصی
خلاصه همه کادوشونو دادن نوبت به ایدن میرسه
ایدن:مگه داداش بزرگترام برای اجی کوچولو هاشون کادو میخرن
الیسا:شاکیناه نگا کردن
من:ایدنننن
ایدن:مزاح کردم نخوردیم اینم تقدیم به خواهر گلم یه دستبند کریستالی
 میندازه دست الیسا   خواهر عزیزم پیشونی الیسا میبوسه 
باهات شوخی میکنه داداشی مگه میشه برات کادو نخرم
الیسا:داداش تو خیلی بدی ادمو سکته میدی
انیسا:چقدر کمیم همش چند نفر
راوی:کسی نیومد همه سر درساشونن
توکا سویونگ ته یون شینی یهو اومدن ما اومدیم شرمنده دیر شد
ترافیک بود
من:ترافیککک
توکا:/ خواب بودیم خب حالا 
ته یون:ولی عوضش طاهرن به موقع رسیدیم 
ته یون یه ست کامل البوم های جی جی رو با امضا میده الیسا
شینی گشواره های با کریستال بنفش بادمجونی میده
توکا مجوعه کامل از وسایل سهون هدیه میده
سویونگم لباسای ده های قبل
پاری:حالا وقت چیه
انیسا:کیک 
پاری:نخیررررر بزن بکوب کریس اهنگ پلی کن دوبدره
کریس:اقای کریس بچه صمیمی نشووو
اهنگ پلی میکنه  همه خیلی شیک مهونی جشن میگریم
ایدن با حرص گوشه سالن منو که با همه مخصوصا کریس دارم میقرصم نگا 
میکرد یه گیلاس ش..را..بی که دستش بود میخورد
من:داشتم جلوی خنده ام سر قیافه ایدن میگرفتم 
بعد  از حسابی رقصیدیم الیسا رفت شمع فوت کنه
 همه دس میزدیم ب خنده 
من:بدو بدو یه ارزو کن خانم خوشگله شمعتو فوت کن
چون آرزو چیز مقدسیه میدونی که
الیسا :معلومه چشماشو بست بعد چن دقیقه شمع فوت کرد
نمدونم چی ارزو کرد ولی مطئنم اون بهترین چیزا رو ارزو میکنه
چون الیسای من فوق العادست
کیک بین همه پخش میشه همه مشغول خوردن بودن الیسا با سهون داشتن حرف میزدن میخندیدن
منم گوشه سالن نشسته بودم هی با اینکه تولد توقع چیزی که میخواستم پیش نرفت مثل هر سال خرابکاری کردم
ولی بازم خوب شد
چون الیسای من شاد اون باید همیشه شاد باشه 
این ماجرا تموم شد و ختم بخ...
ایدن:هعی الی
من:اه ایدن چقدرخوردی بوی ا..ل.کل میدی
ایدن:هیجی فقط یکی تو گیلاس 
من:مشخصه بیا بریم بهت قهوه بدم
ایدن:که با کریس میخندی گرم میگیری
من:ایدن حالت خوب نیست بیا بریم
ایدن:بیا بریم خونه من با شما کار دارم 
من:ایدن بزار ماجرا ببندم ایدنننن
رین:خب ظاهرن ایدن جان الی برد 
سوراریو:کائنات به الیزابت رحم کنن
رین:تا برنامه دیگر بدروددد...
_________________
دور از همه این اتفاقاتی که افتاد الان 
میخواستم یه چیزی بهت بگم از تموم قلبم
بدون خیلی دوست دارم خودتم میدونی که عشقمی
تنها دارایی با ارزشی که برام باقی موندی
از خونه 
فرشته اهریمنی کوچولوی من
درسته بعضی وقتا همو اذیت میکنیم سر به سر هم میزاریم
باهات دعوا میکنم
روت چاقو میکشم
بعضی وقتا خیلی حرص میخورم از دستت
ولی بدون از تموم قلبم دوست دارم
و فقط میخوام تو خوشحال باشی حالت خوب باشه
امروز خیلی استرس داشتم یعنی از دیروز همش میترسیدم همه چی خراب
شه میترسیدم ثمل پارسال نتونم کاری کنم
من میخوام تو فقط بخندی عشق من
میدونی که چقدر واسم مهمی نزدیک تر از خواهرم
شش سال شد که دوستمی شش سال پر از روزای خوب بد
و مهم اینه ما پیش هم موندیم
و تا ابدیتم میمونیم
مطئنم یه روز خونه مبینیم  دوباره کنار هم دیگه
الیسا برام حرف هیشکی مهم نیس میدونی خودت نه حرف اونا
نه حرف ادمای دیگه تو تا ابد الیسای منی ازت محافظت میکنم
نمیخوام دیگه از دستت بدم 
ما باهم بهترین روزا رو میسازیم در اینده نه چندان دور میریم باهم دیگه 
ژاپن و تا ابدیت به خوبی خوشی زندگی میکنیم
میدونم این رویا واقعیت میشه
 امیدوارم سال دیگه در کنار هم این جشن بگیریم
باهم دیگه
میدونی تو از گذشته کنارم بودی هر لحظه میدونی چی
بودم چی شدم چقدر تغییر کردیم جفتمون  چه روزایی پشت سر گذاشتیم
تو تنها کسی هستی که از گذشته دوری واسم همیشه بازم بمون
بازم تا ابدیت
وای نمدونم دوس داشتی یا نه باز خراب کردم نه 
جیغغغغغغغغغغ 
وای بای من میترسم اینجا بمونم اگه خوشش نیومده باشه چی جیغغغ



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: تولد یه فرشته ، تولد مبارک ، تولد ، شبکه خبری ، عروسکی ، الیزابت اینورا ،
آخرین ویرایش: شنبه 6 خرداد 1396 07:19 ب.ظ