تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - ماجرا بازگشایی شبکه (قسمت اول)مصاحبه
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

ماجرا بازگشایی شبکه (قسمت اول)مصاحبه

چهارشنبه 31 خرداد 1396 11:00 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ،
بعضیارو اگه با پودر ٢٤ آنزیم هم بشوری 
بازم لکه ننگشون از زندگیت و گذشتت پاک نمیشه ! 
_-_-_
نکته:این پست ها قبلا نوشته شده
والا اصلا نه روحیه نه حوصله  طنز دارم
بازگشایی شبکه ام به پایان این ماجرا ها موکول میشه
البته اگه تیمارستانی نشم
خب دیگه برید بخونید
خسته شدم از هر روز پوشیدن ماسکم
~♪~♪~♪~
سلاممممم های هایییی 
دوستای خوبم باز اومدیم با یه برنامه پر از شادیییی
پاری:مردشور برده من خوابم میاد
من: با خنده پاری پاری چی شده حوصله نداری
ای وای نکنه ازت یکی بیگاری کشیده
پاری:الیییی تو خاطره اون روز تعریف کن تا نوبت ما بشه 
بریم مصاحبه چیش
من:باشه باشه خب امروز میخوام خلاصه ماجرا ها رو اول
تعریف کنم تا ظهر بشه بتونیم پاشیم بریم خونه مردم مزاحمت
بدوییید برید ادامه یهوووووووو میو میووووو
خب راستش خلاصه این دو هفته که در این شبکه بسته بود اینه
که میدونید که از اینا بیگاری کشیدم
از قیافشونم معلومه
راستش کلی تغییرات دادیم تو شبکه
از ساختمون شبکه تا چیدن دکوراسیون جدید
 تغییرا تو اصل وجودیت شبکه
دیگه همه بخشای شبکه داخل این ساختمون بسته نیست  یه باغ
خیلی بزرگ در کنار شبکه اماده شده
کلیه شبکه از نو دکور بندی شده
(توصیف دکوراسیون به طور دقیق روز بازگشایی شبکه)
در کل همه این کارا مجبور شدن پاری رینالیسا انجام بدن
البته ناگفته نماند که الیسا با بدجنسی خاصی نشست رو صندلی
به پاری دستور میداد
برای هر بخش  جای مشخصی درست شده مناسب محیط
دیگه مثل قبل نیست شبکه
راستی به اینا شامم دیشب ندادما/= گفتم سنگین میشن و
همین طور داشتم ور ور ور حرف میزدم که یهو تلفنم زنگ خورد
کارما:سلام الی سان  میخواستم بپرسم کی میایید
من:خب راستش بچه ها بیدار بشن تا صبح ازشون بیگاری کشیدم
یعنی دو هفته اس دیشب شامم بهشون ندادم حتی بیدارشون کنم الان فوشم میدن
کارما:مدیر لایقی هستی منم بیام اونقدر کار میکشی
من:نه نه اصلا از همه که کار نمیکشم اینقدر اینا بچه های خاص شبکه ان
راستی میشه چاقو هاتونو توی شبکه نیارید بچه ها در میرن صدرصد
یعنی فقط پاری
کارما:چاقو هام؟  
فکر کنم خیلی حال بده چاقو زنی هام رو روی پاری پیاده کنم
من:پاری بیخال مازوخیمش اوت کنه خوششم میادا
کارما:هوممممم باوش ولی حیف شد
من:خداشکر بیخال شد=.= تازه مشکل روانی پاری کم شده
کارما:عخی طفلی.میخوای مشاورش بدم الی-چان؟
من:نه گلم من فکر کنم با خودت یه مشاوره کنم
کارما:من به این نرمالی:) 
من:خیلیییییی
کارما:عه؟خوبه که متوجهی
اون دوتا چیشدن الی-چان؟
من:یک لحظه اقای کارما
سطل اب ریختن رو سر پاری رین  =.= پاشید بی مصرفا
 پاری:الی میخوای بزنمت 
رین:ولمون کن باوا  
کارما:پاری-چان رین-چان من زیاد وقت ندارم لطفا زودتر
من:اقای کارما ما تا چند دقیقه  دیگه اونجاییم قطع کردن تلفن
اگه پا نشی پاری رو ست چاقو هات اسید میریزم دوربین توهم میشکونم رین ها
 رین پاری پریدن از جاشون بریم بریم 
رسیدن دم خونه کارما در باز بود وارد شدن
 رین: دوربین کار گذاشتن  
پاری:جیغغ شنیدم این پسره خیلی خوشگله 
من:پاری ببند دهنتو اومدیم مصاحبه کنیم بریم
 رین:تو چشم روکی دور دیدی پاری
 پاری:اخه شنیدم  سادیسمیه
 من:=_= ببین پاری جلف بازی دیونه بازی ممنوع 
اماده کردن دوربین اینا  من: دور برن دیدن این اقای کارما کجاست
کارما:ممنون از لطفتون پاری-چان 
رین-چان حرص نخور تو
من اینجام دیگه!پشت میزم
پاری:صداش اومد از من تشکرد کرد 
 رین: به منم میگه حرص نخورم چقدر معدبه چان میگه وایییی
 من:=_= ببخشید اقای کارما میش....ه اا اینه اینجا نشسته فکر کنم باید برم چشم پزشکی
سلام اقای کارما
 پاری:من شنیدم استرس داشتید ما داریمم میاییم 
من:پاری تو حرف نزن
 کارما:خب آره یکم استرس به هرحال واجبه:D 
سلام الی-چان
اوه راستی معذرت میخوام اگر اینقدر صمیمی صداتون میکنم.عادتمه:D 
من:مشکلی نیست اقای کارما همین که با احترام صدا میکنید خودش خیلیه /= 
مثل بعضی ها عربده نمیکشید نمیگید الی 
خب سرفه کردن بریم سر موضوعی که اینجا اومدیم 
 خبر داشتید ما داریم میاییم میدونید پس برای چی اینجایییم
کارما:بله بله در جریانم.خیلی دوست دارم توی شبکتون باشم:D 
من:این علاقه شما قابل تحسینه معولا نود درصد مواقع مردم زوری عضو میکنیم/= 
اگه ببنیم استعداد  دارن خب بریم سر سوالا 
پاری:از پشت سر داشت بهت نزدیک میشد چاقو هاتو ببینه 
من:پارییییی بیا اینور مزاحم  نشو
رین: خندیدن پاری ادم بشو نیست  نیست
کارما:پاری-چان میتونم یه نصیحت بهت بکنم؟
پاری:میخ کوب وایسادن بفرمایید اقای کارما 
من:=_= خدایا وقتی این کلمه  میشنوم حس بدی بهم دس میده یعنی نصحیت نه تحدید
کارما:هیچوقت از پشت سر به کسی که چاقو داره نزدیک نشو.
چون تو رو نمیشناسه و (گرفتن پاری و چاقو گذاشتن روی گلوش)
 به سرعت عکس العمل نشون میده:)
پاری:ترسیدن چهره اش گچ شدن..ش عا...د..رست میگید..ولی بدم نیست بمیرما...
 من:اقای کارما بیخالش شید پاری مشکل روانی داره  تحت درمانه البته ده ساله
رین:جویدن ناخوناش الی یه کاری کن
کارما:(ول کردن پاری و صاف کردن لباسش) شرمنده پاری-چان!این فقط یه نصیحت بود
(با خنده) رین=چان ببخش که نگرانت کردم!
پاری:تکون دادن سرش اومدن پشت سرم  با سرعت نور
 من: پاری گفتم نمک نریز  شانس اوردیم ایشون بیخال شدن
 مثل ایدن بود خوب بود که تو الان بعد شش ماهم هنوز نزدیک اایدن میترسی بشی 
پاری:خبب دلم میخواست هایششششش اصلا این چه سبک نصحیته 
رین:نه مشکلی نیست الی زودتر سوالتو بپرس بریم 
من:/ بچه ها من قراره ایشون استخدام کنم چون خوشم اومده
 پس نترسید ازشون  خب اقای کاراما  ببخشید بخاطر نمک ریختن دوستان
کارما:عه از من نترسین!قول میدم پسر خوبی باشم:D 
خیلی ممنون از لطفت الی-چان
من:اینا الان  یکمی جو زدن دو روز دیگه از سر کله اتم بالا میرن
 نترس این پاری ما پرو تر اززززززززززززززز این حرفاستتتتت 
*اینطوری تاکیدی گفتم چون داشتم پاری میدیدم که باز پاشده از جاش *
پاری بگیر بشین سر جات
  پاری:._. گفتم قاب عکسای رو دیوار خونشو نگا کنم فقط 
من:پارییی بشیننن خب اقای کارما سوالامون سنتون که میخوره هم سن همین پاری اینا باشید 
 قدتونم که ماشالا از من بلند ترید  استعداتون چیه  یا به چه کاری علاقه دارید
 تو شبکه با ما همکاری کنید
کارما:وی چاقو زنی مهارت بالایی دارم و از بچگی تمرین میکردم.
کارای کامپیوتری هم بلدم.به هیجان هم علاقهه ی شدیدی دارم
البته میشه ازم به عنوان یه محافظ شخصی هم استفاده کنین.
همون بادیگارد خودمون:D 
رین:الی هنوز میخوای استخدامش کنی اینکه یکی بدتر از ایدنه
 من: رین ساکت شو
 رین:الی نمیخوای یه پسر بی مصرف دیه که بیاری شبکه
 من:رین گفتم ساکتت   محافظ شخصی 
 عام خداشکر هممون اینقدر دس به شمشیریم  نیازی نیست
 ولی خب  مثلا تو کارای خبر نگاری یا  برنامه های شبکه دیدید
 دیه خوشمزگی های بچه ها رو بخش خاصی البته کامپیوتری برای بخش امنیتی ام  میشه باشید
  تو همه برنامه هام اتوماتیک میایید  بخاطر مهارت بالاتون تو ماجرا ها حتی میتونید 
راهنما باشید ولی به نظر من شما میتونید خیلی بیشتر از اینا باشید 
کارما:عه....معذرت میخوام....بی مصرف با کی بودین؟(لبخند مهربون ولی ترسناک)
من:با شما نبود با ایدن پسر خاله من بود
 رین: نیشخند زدن درست میگه
 گومی: زدن یکی از گلدون های کارما شکستن 
کارما:ممنون بابت لطفتون.راستش من چیز زیادی از شبکه ی شما نمیدونم.شما مدیر هستین!
هرچی صلاح میدونین عمل کنین منم اگر با استاندارد هام یکی بود قبول میکنم:) 
عه پاری-چان حالتون خوبه؟جاییتون نبریده؟
من:من شما همین جوریشم استخدام میکنم 
 توجه کرده باشید سوالا نپرسم  اشاره به پوشه که سوالا داخلشه
   از اولم قصدم این بود  استخدامتون کنم شما شامل استاندارد های من هستید 
به سخنان این مردم ازارا توجه نکنید 
رین:الیییی تا صبح مجبورمون کلی دویستا برگه بنویسم هی رد میکردی اخرم سوالا نپرسیدی
 من:من فقط اینجا اومدم با این اقا حرف بزنم سوالا نمیپرسم   فقط درحد اشنایی اومدم پ
اری: اخ من مردم شما دارید بحث میکنید  چرا زخمی شدم ولی مهم نیست
  زخم دوست اخ جون بعدا میتونم بکنم زخما رو 
من:=_= باز مریضیش اوت کرده 
کارما:عــــــه؟؟چقدر جالب مری از لطفت الی-چان:D 
پاری-چان میخوای زخم هاتو ببندم؟
رین:گفتم امیدی به پاری نیست گپ زدنتو لطفا با این اقا تموم کن من نمدونم تموم 
سال باید چیکار کنم=_=
 فکر کنم لباس زد چاقو بپوشم موقع پخش
  پاری:اگه  خودت میبندی اره 
من:.-. رین فکر کنم تو اول گفتی چشم روای دور دیده همون چشم اونو پاری دور دیده
 خواهش اقای کاراما ممنونم با ما همکاری میکنید 
میایید شبکه مون حالا بعدا جدول لیست برنامه ها رو میزارم اگه چیزی چمشتونو گرفت بگید
 بخششو بدیم شما نظرتون چیه 
کارما:به نظر من که عالیه! 
رین-چان خیلی دوست دارم باهات رفیق بشم.همینطور تو پاری-چان.من به رفیقام چاقو نمیزنم:) 
من:خب خیلی عالی ظاهرن باهم کنار اومدی 
 رین:=.= من بیخال من با کسی صمیمی نمیشم
 من:اروم گفتن یکمی غیر اجتماعی فقط با سوراریو کارگدانمون صمیمیه ناراحت نشید 
پاری: داشت با دستش با زخماش برمیفرت  نمیزاشت خون ریزیش بند بیاد.-.
کارما:درک میکنم.منظور منم صمیمی نبود!
(رفتن پیش پاری و گرفتن دستش) بزار یه نگاهی بندازم
رین:هایش
 من:اسکی نرو رین از تیکه کلامم  
پاری:نه نمیخواد من زخمامو دوستت 
من:متاسفم گلدونتو شکسته ها
کارما:گلدون؟اوه نه مهم نیست!بازم میتونم بگیرم
من:واقعا اگه میدونستم اینقدر این دوتا وحشتناک میشن نمی اوردماشون 
پاری:من وحشت ناک نیستم 
من:مشخصه
 رین:یکمی جلفه پاری فقط
کارما:نه اتفاقا خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم که اومدین!امروز یکی از بهترین روزام بود!
(آوردن شربت و کیک شکلاتی) لطفا میل کنین
من:خوشحالم اینو مینوشم  برداشتن شربت ممنونم اقای کارما 
 رین:کیک برداشتن تنکس پاری تا اومد دس بزنه من تو دس نزن با اون دستات   همه چیو خونی میکنی دختر 
پاری:منم مخه بخورمممم 
من:به درک میخوای بخوری عه تقصیر خودته
 رین:داشت میخندید 
من:به چی میخندی 
رین:شبیه مامانا هستی 
کارما:(باخنده) راستش رین-چان درست میگه!
(برداشتن یه کیک و بردن سمت دهن پاری) اگه خیلی دوست داری من میتونم بهت بدم
من:من دختر به این جونی شبیه مامانام به نظر شمام همینه  من حتی سی سالم نشده ازدواج نکردم
 یاااا این بی انصافیه من کجام شبیه مامانست
 پاری:اخجوننننننن  گاز زدن کیکه نیوم نیوم خوشمزه اس*-* ممنون
 من:=_= خدایا اقای کارما نمیخواد
کارما:نه نه الی-چان!باورکن من منظورم فقط اخلاقت بود!
کارما:(رو به پاری) بازم میخوری؟
پاری:با چشمای پر ذوق اره اره*-*
 من:به پاری رو ندید -_- عااا متوجه ام خیلی ها میگن شبیه مامان بزرگام باز مامانا خوبه
رین: هی الی باید دو جای دیه ام بریم امروزا
کارما:نه عب نداره از پسش بر میام!
رین-چان متاسفم که باعث شدم دیر کنین.خیلی خوشحال شدم از دیدنتون
رین:نه تقصیر خودمونه خیلی خوابیدیم 
من:مقصیر شما نیستید تقصیر این دوتاست همش دست گل به اب میدن باند گرفتن سمت پاری ببندش نمتونی خونه باقی همین طوری بیای 
پاری:هایشش یعنی داریمم میریممم منکه هنوز پارازیت ننداختم مصاحبه تموم شد 
من:عاره تموم شد عااا راستی قرداد در اوردن قرارداد با امضا کردن این شما عضو خانواده شبکه میشید به طور رسمی
کارما:اوه بله.قرارداد!
کارما:
(جلو اومدن و اممضا کردن به اسم آکابانه و با خط فرانسوی)
من:خوش اومدید به شبکه لبخند گرم صمیمانه زدن امضا کردنتونم خاصه بزارید ببینم فرانسوی  
پاری:ااا اینم مثل ایدن فرانسوی هست که
 رین:باید حدس میزدیم
کارما:نه نه!درواقع پدرم فرانسوی بود.من مثل مادرم آمریکایی هستم.پدرم قبل از....مرگش این نوع امضا رو بهم یاد داد
بازم میگم،از دیدنتون خیلی خوشحال شدم(دست دادن با رین و بوسیدن دست الیزابت و گومی) خوشحال میشم بازم مهمونم باشید
رین:خب فرانسوی حساب میشی دیه مامان بزرگ ایدنم 
فرانسویه مادرشم فرانسویه با اینکه پدرش اینا امریکایی ان
 پاری:.-. کلا تو خون شما هاست بیمار بودن من: بله درسته  او نمدونستم فوت کردن   
رین:بای بای
 من:سرخیدن لپم همچنین خوشحال شدم دیدمتون شاید بعدا بازم بیام
 پاری: سری بعدی من اومدم میشه چاقوتو نشونم بدی
 من:اگه بیام بدون این دوستان میام
کارما:اوه حتما!باید کلکسیونمو ببینی پاری-چان!
هرطور که دلتون میخواد الی-چان.پاری-چان و بقیه رو یه روز دیگه دعوت میکنم
پاری:الی میشه من بمونم مصاحبه بعدی خودتون برید 
من:=_= خوبه چون با اینا مهونی برم ده سال از عمرم کم میشه  پاری حرف نزن بیا بریم
 رین:کشیدن لباس پاری ببخشیدمن پاری رفتیم زوری پاری برد بیرون 
من:بازم ببخشید ها  حتما موقعیت بهتری میام باز چون از مهون نوازیتون خوشم اومد
کارما:(با خنده) بای بای رین-چان!روزتون خوش خانوما!
آه راستی یه لحظه!
من:روز خوش برم تا پاری رین نکشته جانم بفرمایید اقای کارما مشکلی هست
کارما:نه چیزی نیست.متاسفم.خیلی خوش اومدین!
من:مطئنید چیزی نیست ممنون یه احترام کوچیک(مثل کره ای ژاپنی دید یکمی خم میشن /=) 
با سرعت رفتن بیرون در سوار ماشین شدن وای ابرومو بردید پاری رین 
کارما:(دست تکون دادن) خدانگهدااااار!
-0-0-0-0-0-
کلیه این مصاحبه واقعی و مال گذشته بوده است
بخش دوم داره که با دو نفر جدید دیگه از شبکه مصاحبه کردیم
قسمت دوم امروز گذاشته میشه  یعنی یجورایی فردا
اون هم نوشته شده والا منکه الان حوصله خندیدنم ندارم
حتی ایده هام برای شبکه ام یادم رفته اینقدر حال گرفته
هستم  دو بخشش کردم که تومار نشه
خب بای بای دیگه
..
همیشه یادمان باشد که نگفته ها را میتوان گفت !
ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت ...
چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ،
شکست با کوزه است ...
دلها خیلی زود از حرفها می شکنند !
مراقب گفتارمان باشیم ...




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مصاحبه ، عروسکی ، دهکده انیمه و انیمیشن ، بانوی افسانه ای ، الیزابت اینورا ، شبکه خبری ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 31 خرداد 1396 10:58 ب.ظ