تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - دلتنگی..
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

دلتنگی..

شنبه 27 مرداد 1397 11:26 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
فکر‌کنم دلتنگی میشه جز بدترین نوع عذابا  قرارش داد
از شکنجه های رتبه اول
از زخمای درجه یک
-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-
خیلی حس چرتی دلتنگی مزخرف یه بغض چرت میشه تو گلوت
با تحمل سخت
اونم کسی که همیشه پیشت بوده یهو نباشه 
شکنجه اس
همش بهونه میگیری پیاماشو میخونی
میدونی بدتر‌از‌این شکنجه چیه 
اینکه میدونی اون همیشه نمیاد
انتظار‌دلتنگیت ابدیه..
فقط میتونی امیدوار‌باشی شاید یه‌روزی توی‌اینده
توی خیابونا ببنیش
تاحالا اینطوری دلتنگ کسی نشده بودم
همیشه‌وقتی دلتنگ‌کسی‌میشدم میدونستم میاد
میدونستم‌میتونم‌ازش خبر‌بگیرم
میتونم‌برم‌ببنمش اخرش‌حتی اگه‌انلاین نشه گوشیش خاموش نشه
ولی این نوع دلتنگی‌خیلی چرت 
شایدم‌واقعا‌خشمم‌بود که‌اون لحظه جلوی احساساتمو‌گرفت
نگفتم‌نرو بمون میخوام‌بمونی اره‌خشمم بود
والا مگه ادم میتونه. به‌یکی از عزیزتریناش بگه
برو‌ وقتی بگه دیگه انلاین نمیشم هیچی‌نگه
خودشم کلی دلیل‌بده که دیگه تا همیشه نیاد
دلم تنگ میشه براش.. واقعا دلم تنگ میشه براش
اگه اتفاقی اینو دیدی اخه‌گفتی میخوام‌دویاره‌بنویسی طولانی
بدون نمیتونم فراموشت کنم...بدون دلم‌تنگ شده برات
چند روز‌گذشته نه  ولی انگار‌خیلی گذشته
اینکه میدونم پروفت دیگه هیچ وقت عوض نمیشه دیگه هیچ‌وقت
دائم دارم اهنگای‌اگویست گوش میدم همش تو  ذهنم میای
یه چیزی‌بگم‌  میخوام بجای ایدن یا الیزابت تا اخر‌تابستون
ساکو تمرین کنم‌بکشم. ساکو‌بلا رو 
تو حالتایی که تو رول‌بودن تو‌لباسایی که میپوشیدن
نمدونم چرا دلم میخواد ‌اونا رو بکشم
خب خب بسه وب‌ باقی‌میخونن 
میگن این دختره‌ چشه..
اوم راستی میخوام یه شروع دوباره کنم
خبر‌به همگی
بچه های وب که همه جدیدا پس باهاشون در
ارتباط میمونم
میخوام شروع دوباره از‌سر‌خط کنم
اول‌اول‌خط همون جایی که از‌اولش‌همه‌چی اغاز شد
یعنی وبم. اگه وبم‌نبود هیچ‌وقت هیچ‌زمانی‌با‌هیچ کدوم 
از‌اون ادما اشنا نمیشدم‌ هرچی بیشتر‌اونجا میمونم
همش پایان همه‌چیزایی‌که شروع میشه یه چیز‌
داشتم فکر‌میکردم بهتر برگردم‌سر‌خط‌شروع همون اول
از‌اونجا یه چیز‌جدید شروع کنم فکر کنم پنج شش سال بسه 
دیگه  بازه زمانی اشتباهی بود کلش 
کلا‌جای اشتباهی بود جایی که انگار‌واقعا مناسب من نبود
حس اضافه بودن...همه اونا تغییر کردن به سرعت عوض شدن
شب روز‌...
نمدونم‌اخر‌عاقبت این یکی‌‌شروع چی میشه
ولی میدونم فکر‌کنم به توصیه یکی‌ گوش بدم اخرین‌ حرفش
دیگه به‌هیشکی دل بسته یا وابسته نشم...
خب دیگه فعلا‌نت گوشیم زیاد نیست
پی‌نوشت: عکس‌نمیتونم بزارم‌ مال‌این پست
مغازه بابامم |=  میخوام تا شبم بمونم
|: یه کل‌کل‌بین منو بابام 
خب‌خب فعلا



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: دلتنگی ، دلنوشته ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 مرداد 1397 11:43 ق.ظ