تبلیغات
✿دهکده انیمه انیمیشن✿عروسکی✿ - مطالب ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
شادی یک ماجراجویه نه یک مقصد...

.:ஜ✿ داستان بانوی افسانه ای(قسمت3)✿ஜ:.

یکشنبه 13 خرداد 1397 11:51 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: .:✿ƬӇЄ ԼЄƓЄƝƊƛƦƳ ℓα∂у✿:. ،
بوی خون  همه جای جهان پیچیده
تاریکی همه چیزو در خود می بلعه
درخت زندگی آواز مرگ زیر لب میخونه
پایان نزدیکه
نوای لالایی مرگ همِرو در خواب فرو میبره
این پایانه؟
ثانیه ها به سرعت میگذره
تیک تیک ساعت 
دیگه وقتی نمونده
هزاران سوال بی پاسخ
نفرینی که هرگز در هم شکسته نشد
دست های بهم نرسیده
دخترکی غلتان در خون
نخ های سرخ سرنوشت به خون آلوده شدن
توانی برای مبارزه ندارم
توی یه جنگل سیاه بی انتها میدوم
خسته شدم جایی برای آرامش میخوام
دستای سردی منو در اغوش میکشن
همون عطر 
همراه با نوای لالای مرگ 
در آغوش اون توی تاریکی مطلق به خواب ابدی فرو میرم
جسم بی جونم 
به هزاران ستاره معلق توی سپیده دم شکل میگیره
پایان من...
در کنار اون رقم میخورده سرنوشتی تغییر ناپذیر...

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: بانوی افسانه ای ، رمان بانوی افسانه ای ، The legendary lady ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 خرداد 1397 11:46 ق.ظ

.:ஜ✿ داستان بانوی افسانه ای(قسمت2)✿ஜ:.

جمعه 4 خرداد 1397 06:30 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: .:✿ƬӇЄ ԼЄƓЄƝƊƛƦƳ ℓα∂у✿:. ،
بوی خون  همه جای جهان پیچیده
تاریکی همه چیزو در خود می بلعه
درخت زندگی آواز مرگ زیر لب میخونه
پایان نزدیکه
نوای لالایی مرگ همِرو در خواب فرو میبره
این پایانه؟
ثانیه ها به سرعت میگذره
تیک تیک ساعت 
دیگه وقتی نمونده
هزاران سوال بی پاسخ
نفرینی که هرگز در هم شکسته نشد
دست های بهم نرسیده
دخترکی غلتان در خون
نخ های سرخ سرنوشت به خون آلوده شدن
توانی برای مبارزه ندارم
توی یه جنگل سیاه بی انتها میدوم
خسته شدم جایی برای آرامش میخوام
دستای سردی منو در اغوش میکشن
همون عطر 
همراه با نوای لالای مرگ 
در آغوش اون توی تاریکی مطلق به خواب ابدی فرو میرم
جسم بی جونم 
به هزاران ستاره معلق توی سپیده دم شکل میگیره
پایان من...
در کنار اون رقم میخورده سرنوشتی تغییر ناپذیر...

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: Legendary lady ، بانوی افسانه ای ، رمان بانوی افسانه ای ، The legendary lady novel ، The legendary lady ،
آخرین ویرایش: جمعه 4 خرداد 1397 08:59 ب.ظ

احساس میکنم

یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 05:17 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
خوشبختی با خود تو شروع میشه نه با شغلت، نه با دوستانت، 
نه با رابطه ت بلكه فقط با خود تو 
=-=-=-=-=-=
احساس میکنم تا اخر امتحانات
خیلی کم حظورم حس بشه
البته کلا کسی جز دو نفر شک دارم اینجا سر بزنه
که حظورم بخوادم حس بشه
چون میخوام هارد بخرم بابام برام شرط معدل گذاشته
|= میفهمید مجبورم بخاطر جون انیمه هام درس بخونم
اخه هرگز به لب تاب اعتماد نکنید همیشه اطلاعاتتونو توی هارد بریزید
هر لحظه خطر مرگ اطلاعاتون در لب تاب وجود داره
 هاردم بعد از کلی چونه زدن با بابام حدودا 
دو ساعت نیم تمام^-^
و سه هفته  چهار روز 
بلاخره راضی شد با شرط معدل برام بخره
الان چهار سال شایدم کمتره اینقدر به خودم زحمت ندادم برگه امتحانی رو پر کنم
که بالای نوزده بشم حتی بالای هجده بشم به جز استثنا سال نهم
که باز با پدر سر چیزی شرط گذاشته بودم
بالای هجده شدم
خدایشش زحمت خاصی نمیکشم معدلم میاد باالا ها
|= فقط یبار کتاب لطف میکنم میخونم ولی خدایشش سخته برای
یه تنبل واقعی واقعا اینکار کار سختیه
امروز که نمیرسم درس بخونم باید کف اتاق جمع کنم پر از برگه اس ارشیومو ریختم 
بیرون کارامو مرتب کنم
دوربین دوستمم قرض گرفتم دارم از کارام عکس میگیرم که برگه ها رو بریزم بیرون
بعدا میخوام رو اون کارکتر ریزام تو تابستون کار کنم
با قلم نوریه
البته تنبلی احتمالا این اجازه بهم خیلی نده موفق بشم ولی سعی خودمو میکنم
اخ چقدر خستم خب خب کم کم برگردم سر عکس گرفتنام هنوز  دوهزار پونصد تا عکس مونده^^
خیلی کمن میدونم میدونم
کلا در کل بدبخت شدم اساسی
فعلا 
پی نوشت: به نظرتون میتونم معدلم بالا ببرم یعنی تنبلی رو کنار بزارم یبار فقط یبار هر درس بخونم
راستی یه چیزی مواظب حرفاتون باشید کلمات وقتی از دهنمون خارج میشن غیر قابل برگشتن
گاهی ممکنه دل عزیز ترین نفرات زندگیتونو بشکونید



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: سی یو ، وکالوید ، امتحانات ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 05:54 ب.ظ

.:ஜ✿ داستان بانوی افسانه ای(قسمت1)✿ஜ:.

شنبه 29 اردیبهشت 1397 09:44 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: .:✿ƬӇЄ ԼЄƓЄƝƊƛƦƳ ℓα∂у✿:. ،
بوی خون  همه جای جهان پیچیده
تاریکی همه چیزو در خود می بلعه
درخت زندگی آواز مرگ زیر لب میخونه
پایان نزدیکه
نوای لالایی مرگ همِرو در خواب فرو میبره
این پایانه؟
ثانیه ها به سرعت میگذره
تیک تیک ساعت 
دیگه وقتی نمونده
هزاران سوال بی پاسخ
نفرینی که هرگز در هم شکسته نشد
دست های بهم نرسیده
دخترکی غلتان در خون
نخ های سرخ سرنوشت به خون آلوده شدن
توانی برای مبارزه ندارم
توی یه جنگل سیاه بی انتها میدوم
خسته شدم جایی برای آرامش میخوام
دستای سردی منو در اغوش میکشن
همون عطر 
همراه با نوای لالای مرگ 
در آغوش اون توی تاریکی مطلق به خواب ابدی فرو میرم
جسم بی جونم 
به هزاران ستاره معلق توی سپیده دم شکل میگیره
پایان من...
در کنار اون رقم میخورده سرنوشتی تغییر ناپذیر...

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: legendary lady ، بانوی افسانه ای ، The legendary lady novel ، The legendary lady ،
آخرین ویرایش: جمعه 4 خرداد 1397 06:21 ب.ظ

.:ஜ✿ بانوی افسانه ای(قسمت_0)✿ஜ:.

جمعه 28 اردیبهشت 1397 03:25 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: .:✿ƬӇЄ ԼЄƓЄƝƊƛƦƳ ℓα∂у✿:. ،
بوی خون  همه جای جهان پیچیده
تاریکی همه چیزو در خود می بلعه
درخت زندگی آواز مرگ زیر لب میخونه
پایان نزدیکه
نوای لالایی مرگ همِرو در خواب فرو میبره
این پایانه؟
ثانیه ها به سرعت میگذره
تیک تیک ساعت 
دیگه وقتی نمونده
هزاران سوال بی پاسخ
نفرینی که هرگز در هم شکسته نشد
دست های بهم نرسیده
دخترکی غلتان در خون
نخ های سرخ سرنوشت به خون آلوده شدن
توانی برای مبارزه ندارم
توی یه جنگل سیاه بی انتها میدوم
خسته شدم جایی برای آرامش میخوام
دستای سردی منو در اغوش میکشن
همون عطر 
همراه با نوای لالای مرگ 
در آغوش اون توی تاریکی مطلق به خواب ابدی فرو میرم
جسم بی جونم 
به هزاران ستاره معلق توی سپیده دم شکل میگیره
پایان من...
در کنار اون رقم میخورده سرنوشتی تغییر ناپذیر...

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

آخرین ویرایش: جمعه 28 اردیبهشت 1397 02:22 ب.ظ

.:ஜ✿مقدمه داستان بانوی افسانه ای✿ஜ:.

جمعه 28 اردیبهشت 1397 11:58 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: .:✿ƬӇЄ ԼЄƓЄƝƊƛƦƳ ℓα∂у✿:. ،

مقدمه

به نام خالق عشق

بانوی افسانه ای

دلیل انتخاب این اسم چیه؟!

چون الیزابت از اعماق افسانه ها امده از سرزمینی عجیب و جادویی.. سرزمینی پر از ستاره های درخشان

با قلمم مینویسم... چیزی متفاوت..

این مقدمه خیلی گذشته نوشته شد

سر همین کمی ضعیف تر از سبک خود داستان هست

کاملا ضعیف تر

من عادت به طولانی سخن گفتن دارم

امروز میخوام کم اضافه حرف بزنم 

البته یه موضوع مهم درباره داستان هست

من کمی سرعت نوشتنم کم هستش پس ممکن هر قسمت

گذاشتنش بین یک تا دو هفته طول بکشه^-^

زودتر مقدمه داستان بخونید

(نکته این پوسترر موقتی و قدیمی هستش عوض میشه

|= من غلط بکنم چنین چیزی پوستر داستان بزارم)


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: بانوی افسانه ای ، مقدمه ، مقدمه بانوی افسانه ای ، رمان بانوی افسانه ای ، الیزابت اینورا اوچیها ، The legendary lady ،
آخرین ویرایش: جمعه 28 اردیبهشت 1397 10:40 ق.ظ

میووووووووووو جیغغغغغ

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 11:31 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: مناسبت ها(کریسمس عید نوروزو.....) ،
سلام^-^
گفتم امروز میام پست میزارم
غیر اینم یه پست دیگه تا شب داریم
اینو فقط برای این گذاشتم که
همون فن ارته که دیروز گفتم دارم به افتخار تولد بلا میکشم بزارمش
|"= کار اولمه مسخره نکنید هنوز دستم نیومده کار کردن با قلم نوری
منتظر نظرتونما
خودم میدونم یکم خراب کردم ولی خب کار اولمه
هیشکی وب سر نمیزنه باز من امید نظر دارم
تنبلیمم بهم اجازه نمیده برم تبلیغ کنم
هوف کلی کار ریخته سرم برم دیگه سر کارام وقت استراحت میام براتون
پست میزارم فعلا



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: Guilty Crown ، انیمه ، Inori Yuzuriha ، Digital paint ، art ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 12:03 ب.ظ

ایا میدانید

چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 08:56 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
سلام ایا میدانید من کوهی کار روی سرمه
ولی ریلکس نشستم پای کادو تولد دوستم
فردا کادو نشونتون میدم اولین فن ارتمه دیجیتالی|"=
به افتخار تولد بلاستم فقط اولین نقاشی دیجیتالیم برای اون بود
هدیه ولنتاین
اولین فن ارتمم هدیه  بلای خاله است کادوتولدش
البته بگما اجازه بده وب میزارم
|= مورد بعدی بعد کلی وسیله خریدن به دردسر وسایل خمیر گلچینی 
خریدن درست کردنش اینا فهمیدم به کارم نمیاد به جاش رفتم گل خریدم
بعد رفتم کلی مقوا خریدم برای ساختمون اینام
بعد دیدم خوب نمیشه
رفتم فوم خریدم
خلاصه پدر به خونم تشنه اس مصخوصا گفتم تو  باید درست کنی ساختمون اینامو^^
عا اینا مال چیه برای کار استاپ موشنم فکر کنید شنبه ام باید تحویل بدم هنوز صفر
درصد کار انجام دادم
عا راستی متینگ رو رفتم گوشای خودم نرسیده بود قشنگ 
|"=دپ بودم ولی خب گوش نکویی داشتم شینا داده بود بهم
مال خودم اخر این هفته میرسه
تقدیر استانی شدیم تندیسم گرفتم تندیس امسال گروهی بود دادیم دبیرمون
عام دیگه شاید فردا یه متن طنز بعد قرن ها باشه به افتخار تولد بلا
راستی میدونستید وایولت کارکتر جدید بنده اس
^^ و میخوام کاسپلی اشم بشم
پول دارم براش جمع میکنم
ولی احتمال اینکه بتونم تا اخر تابستون بخرمش کمه
اول صدرصد میخریدم
ولی بعدش یه موضوع شد
ترجیح میدم پولمو همشو برای اون موضوع خرج کنم
راستی میایید مصلی هفته دیگه جمعه منکه دارم با دوستم میرم امه
متینگ انیم ورلد
دوست داشتید  بیایید یه موجود پوکر فیس دیدید منم
راستی دید تل فیلتر شد نوچ نوچ البته مال منکه وصله 
البته چون مال بلا وصل نبود
گپ ریختم پیام رسان گپم بد نیستا مال بخش خصوصصی نه دولتی
عا راستی من همچنان منتظر کارت ملیم وب ثبت کنم
میو
هفته دیگه بچه های مد میخوان برن اردو شمال به جز بنده|=
واقعا حال ندارم برم
بعد دیگه صبح با تماس مزخرف بچه های مدمون بیدار شدم
میفهمید وحشتناکه صبح بیدار شی ازت سوال فتوشاپی بپرسن
وقتی هنوز لود نشدی هنگ هنگی
بعدم تا خود غروب هی زنگ بزنن پشت هم
میدونید مزخرف تر از کل اینا چیه برای تولد عشقت کلی کادو در نظر گرفته باشی
ولی یکیشم زوری اماده بشه
مزخرفه مزخرف
هوفففففف
برم دیگه حداقل همین یدونه کادو بلا رو به اخر برسونم 
اه راستی چقدر احساس مزخزرف دارم
امروز لب تابمو  یبار فقط تمیز کردم
وسواس مضمن دارم
برم الکل بیارم تمیزش کنم فعلا
|= دقت کردید هی حرف میزنم وقتی میدونم هیشکی نمیاد بخونه هعی




دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: وایولت ، وایولت اورگاردین ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 09:37 ب.ظ

^^

دوشنبه 27 فروردین 1397 11:25 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
آشفته ام مثل بهاری که درش برف میباره
نگران غنچه های زیر برفام
ولی دلتنگم
برای دستای سرد زمستون
سرد شده این هوا 
شایدم این بهار دلش گرفته یخ زده زمستونی شده
شاید توی این بهار یکی قلب یکی سنگین شکسته
نمدونم
این سرما از قلب کیه
که ابنطوری همه چی یخ زده
شکوفه های ریز لاله های زیر برف مدفون شده
شایدم 
بهار خانوم دلش خواسته 
مثل زمستون بی رحم بی برکت نباشه
دلش خواسته بباره بباره تا همه جا سیر اب شه
دست مهربون بهار
═════════ ೋღღೋ ═════════
^^ سلام اینجا برف اومده نمدونم مدرسه تعطیله یا نه ولی منکه نرفتم
|= اصلا من کافیه یه دونه برف ببینم مدرسه نرم
*^*بجاش دیشب تا صبح بیدار بودم پنجاه گیگ انیمه دان زدم
|"= دیگه لب تابم جا نداره
بابام که از صبح هرچی زنگ میزنم در دسترس نیست
زنگ بزنم یکمی جیغ جیغ کنم بگم هارد میخوام لب تاب خرابه
(": عادت کرده  بهم
همیشه ام برام میخره وقتی دوبار بیشتر جیغ جیغ کنم
خب خب برم بخوابم...
صبح شش نیم خوابیدم
ده بیدار شدم
همچنان حس فسیل بودن دارم تازه امشبم که زود نمیخوابم اخه
بلا میادش احتمالش منفی صفره زود بگیرم بخوابم
خب خب فعلا




دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: برف ، عروسکی ، انیمیشن ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 27 فروردین 1397 11:33 ق.ظ

دانلود انیمه توکیو غول فصل سوم^^(قسمت اول)

جمعه 17 فروردین 1397 04:24 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: دانلود ها ، پخش انلاین ها ، ☭توکیو غول☭ ،
سلاممم/*-*
توکیو غول براتون اوردم
باید اصولا کلی پست دیگه بزارم که هنوز نزاشتم ولی حالا 
ایشالا تو هفته اینده گذاشته میشه
هاردساب انیمه کار خودمه(|"= اولین بارمه)
 هم پخش انلاین هم
دانلودش
امیدوارم راضی باشید^^
برای دانلودش روی همین متن بزنید کنید^^
اینم پخش آنلاینش^^ امیدوارم خوشتون بیاد نظر نشه فراموش
|"= عا این ساعت نصف شب زد به سرم گفتم بیام پست بزارم
واقعا خوابم نمیبره
برم نت گردی فعلا
[]



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: Tokyo Ghoul re ، توکیو غول ، فصل سوم توکیو غول ، دانلود انیمه توکیو غول ، Tokyo Ghoul ، دانلود Tokyo Ghoul re ،
آخرین ویرایش: جمعه 17 فروردین 1397 04:30 ق.ظ

مینامییی رفتتتتتتتتتتتT-T

پنجشنبه 16 فروردین 1397 11:10 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
=_= بزرگترین شوک عمرم دیروز بود
وقتی وبلاگ مینامی چان باز کردم دیدم رفته
=-= کجا رفتی بگو برمیگردی بعد امتحانات
هعی زندگی
این درس هم تیشه زده به ریشه هممون
=-= کلا داره همه رو از اینترنت محو میکنه
=-= هعی زندگی
یکی دیگه ام رفت
نمیتونم هیچی بگم
فقط امیدوارم هرجا میری سلامت باشی
به موفقیت های بالا برسی
=^=
دلممم برات تنگ میشه
فعلا=-= برم سرمو بکوبم به دیوار
نمدونم چرا همه دارن واقعا محو میشن




دیدگاه ها : نظرات

آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 فروردین 1397 12:16 ب.ظ

مصاحبه با بچه های دائمی شبکه(قسمت دوم مصاحبه با الیسا)

سه شنبه 29 اسفند 1396 11:57 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ،
سلام اوری بادی این مصاحبه برای دو روز پیش بود باید گذاشته میشد
ولی امان امان من فکر کردم از این طرح استقبال
نمیشه تو عید هر روز یقه یکی زوری میگیرم مصاحبه میکنم
ولی در حدی استقبال شد که الان کلی مصاحبه انجام شده ولی
من وقت ادیت کردنشم ندارم
ایشالا از پنجشنبه هر روز برنامه های عید شروع میکنم جز سه تا مصاحبه اینده که قراره بزارم
باقیش همش با  تم عید چون سه تا مصاحبه دیگه قبل عید ضبط شده 
فعلا بفرمایید ادامه هنوز ویژه برنامه عیدم ننوشتم عیدی بچه ها مونده کلی کار
دیگه 
عاشقتونم فعلاااا بفرمایید ادامه

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: انیمه ، کره ، عروسکی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اسفند 1396 10:09 ب.ظ

مصاحبه با بچه های دائمی شبکه(قسمت اول مصاحبه با بلا)(پارت 2)

سه شنبه 29 اسفند 1396 10:26 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ،
بعضیارو اگه با پودر ٢٤ آنزیم هم بشوری 
بازم لکه ننگشون از زندگیت و گذشتت پاک نمیشه ! 
═════════ ೋღღೋ ═════════
پاری: سلام گفته بودم صبحم براتون فیلم میگیرم میزارم
اینم تیکه دوم مصاحبه فردا صبح که الی اینا بیدار شدن 
الی هنوز راستی خونه اش نرفته الانم در گیر تنظیم مصاحبه بعدی هستش
حواسش نیست دارم اینو میزارم بفهمه پخ پخم میکنه
فعلا برید ادامه


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: انیمه ، دختر انیمه ای ، انیمیشن ، کارتون ، عروسکی ، شبکه خبری ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اسفند 1396 01:05 ب.ظ

مصاحبه با بچه های دائمی شبکه(قسمت اول مصاحبه با بلا)

یکشنبه 27 اسفند 1396 01:31 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ، ッمصاحبه های خبریッ ،
تو دنیایی ک همش خیالات بود اون حافظشو بدست آورد.
حافظه و خاطراتی راجب آدمی ک همه دنیای اون بود
(ترجمه عکس پایینه و من فوق العاده با این عکس احساس همزاد پنداری
دارم)
●▬▬▬▬▬●
سلام اومدم با یه ویژه برنامه مخصوص عید
که تو تمام عید ادامه داره از تک تک اعضای شبکه
خبری قراره مصاحبه کنیم چه اعضای عزیز که شماها باهاشون اشنایی ندارید
ولی تو داستان هستن
چه اعضای دائمی همیشگی شبکه
مصاحبه ایده من نبود راستش مصاحبه های قبلی خواهر زادم خوند 
اونایی که برای وب هرگز استفاده نشدن
پیشنهاد اون بود برم ازشون مصاحبه بگیرم
چه از اعضای شبکه چه از اعضای خانواده مجازیم میخوام بگیرم
این مصاحبه دارای سخنان کمی... می باشد
از دوستان عزیز خواهشمندم همین یبکار را نادیده بگیرند
خب تقصیر من چیه نمیخواستم تهش به شرط بندی بکشه
پاری: تو که راست میگی تو که راست میگی
- پاری حرف نزن برو اون فیلما رو پخش کن منم برم اینو برای باقی بنویسن
تا سرمو نکدنن... عصرم باید بریم خونه یه نفر دیگه مصاحبه بدو بدو
رین: تو رو خدا ایدفعه فاجعه به بار نیار 
- باشههههههههه باشهههه
بفرمایید ادامههه

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: مصاحبه ، شبکه خبری ، عروسکی ، عکس نوشته ، دختر انیمه ای ، تکست ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اسفند 1396 01:38 ب.ظ

های...

شنبه 26 اسفند 1396 04:45 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
از انتظار خوشم نمیاد
ولى براى تو 
تا اخر دنیا هم صبر میكنم
=-=-=-=-=-=-=-=-=
سلام نمیدونید این چند روزه چقدر درگیرم
در حدی که زوری حدی پست تو کانال میزارم اصلا نرسیدم وب بیام 
کارای دبیرمم هنوز کامل تحویل ندادم
ولی خب دیگه نمیشه از وب بزنم کلا
از فردا توقع برنامه های همیشگی وب دیگه پست گذاشته میشه
کم کم ویژه برنامه های نوروزو
دلم میخواد بنویسم
ولی نمدونم چرا مثل قبل نمیتونم بشینم موضوع بنویسم
چیز جالبی جلوم نمیاد درباره اش بنویسم
شاید چون خیلی وقته از این فضا ها دور بودم
راستی بلاخره گوش نکویی برای خودم سفارش دادم میو
اونم چون میخواستم برم متینگ 
یه پیراهنم گرفتم باهاش بپوشم
خب امروز اومدم فقط همین خبر بدم برم
پاری: ایا میدانستی چند روزه فقط خبر میدی میری
من: اوم خب هنوزم میترسم بنویسم
پاری: نترس فرزندم نترس نمیخوریمت که نترس بنویس
من:پاری حتی تنبلیم میاد اخه بنویسمم به کسی بگم اپ کردم
پاری: فرزندم تو تنبل شدی فقط تنبل
راوی: چرا فرزندم خطاب میکنی 
من: عا نکنه روانی نمدونستی این دختره سنش از مادر بزرگ مادر بزرگ مادربزرگمم بیشتره
پاری:* زدن با کف دستش تو صورتش* دیگه نمیتونم مخ بزنم اینو نگو جلوی دوربین
روای:* چشمام گرد شده* پیش واز دروغ سیزده میخوایید برید  هنوز عیدم نشده ها
من: دروغ چیه  * رفتن زدن تو سر پاری* خوب نیست اینطوری مخ بزنی اسکل
راوی: این شبیه دخترای شونزده سالش
پاری:* زدن زیر گریه* ازت بدم میاد الی کرم اخر سالتم ریختی
من:* زدن زیر خنده* او او من کرم شما  اسمت پارازیته من کجا کرم میریزم گیر دادی بهم
اینم جوابش
*رو به دوربین شدن*
خب دیگه فعلا بای تا سیل راه نیفتاده اینجا از اشکای پاری
بای باییی
پی نوشت: راستی بانوی افسانه ای در حال تایپ به عشق خاله قول دادم بنویسمش
زودتر



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: فن آرت ، دختر انیمه ای ، دختر کارتونی ، کارتون ،
آخرین ویرایش: شنبه 26 اسفند 1396 05:34 ب.ظ

سلاممم

جمعه 18 اسفند 1396 08:07 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
یه دشت پر ازگلای رنگین کمونی
بوی خوش بهار
یه اسمون پر از ستاره
قاصدکای توی هوا معلق
برای همتون ارزو میکنم..
صبحتون بخیر
گاهی ادما...یه حرف یه ادم یه کلمه اش
یه ادم از یه خواب بیدار میکنه
یه ادمی با تبریکی که توی تولدم گفت
باعث  شد 
من بخوام برگردم 
اون تعریفی که کرد ازم..کلماتش  به عنوان کادو تولدم
هر کلمه اش باعث شد بخوام برگردم...
خیلی خوب بود تنها کسی که تصویر ذهنیش ازم همون مونده بود
همون دوستم بود چون بخاطر درساش خیلی کم بود نمدونست چقدر تغییر کردم
از همینجا بهش میخوام بگم
میخوام دوباره همون دختر سرزنده ای بشم که میگفتی بانوی قصه ها
من هنوزم توی دنیای خیالاتم غرقم هرچقدرم بزرگ بشم من اون خونه دارم
دنیای واقعی واقعا جای تاریکی هست
ولی نگران نباش هیچ وقت نا امید نمیشم همیشه به جلو میرم به سمت اون ستاره ها
خب خب قول میدم از یکشنبه دیگه پست بزارم فعالیت به طور رسمی اغاز کنم
خوابم اینا همه بهم ریخته فقط یکشنبه ژوژمان تحویل بدم دیگه دربست خدمت
وب و اینجام که پست بزارم
کارامو وقتی تموم شدن حتما نشونتون میدم
فعلا برم دیگه کلی کار تازه قراره کمک دوستامم کنم
دیروز از ظهر اینجا بودن دقیقا از بعد کلاسمون 
یه لحظه ام نشد چشمامو ببندم ولی سر راه رفتیم اول وسایلشو یکیشون بیاره
گربه اش بغل کردم همه خستگیم در رفت اخر شبم که ملی داشت میرفت
اومده بودن دنبالش پسرش(گربه اش کارامل) تو ماشین بود یه لحظه دیدمش نازش کردم
بازم خستگیم در رفت
در کل فهمیدم خیلی بد نیست ادم کنار دوستاش کار کنه کار ها رو تقسیم کردیم هممونم کار داریم دیگه
برای شنبه به کار ها رسیدیم
|"= البته ناگفته نماند که بیشتر حجم کار ها رو ریختن رو سر من تنبل
میدونن من خسته بازم اینکارو میکنن
 یکی نیست بگه چرا من همشو قبول میکنم بهم میدن=_____=
اخ تازه شنبه باید به دهم هام کمک کنم...
یکی نیست بگه چرا من اخه چرا من
یعنی دیروز تو کلاس داشتم کلافه میشدم دیگه هی همه میگفتن شیرین
از اونورم دبیرم شیرین کمکشون نکن باید خودشون سختی بکشن اصلا واقعا کار سختی بود همه چی
بهم ریخته
داشتم سر درد میگرفتن |"= بعدشم رفتم بعد کلاس ساندویچی نصف ساندویچم موند
اومدم خونه گذاشتمش یخیچال به امید اینکه عصرونه بخورمش
مامان جان خوردشش
|"= نوش جونش  تقصیر خودم بود براش جدا نخریدم همیشه اخه براش میخریدم ولی
ایدفعه مریض بود گفتم نخرم سرما خوردیش بدتر میشه ولی مادر است دیگر

هوف چقدر حرف زدم مثلا خداحافظی کردم برم سر کاراما..
فعلاا دیه جدی برم
دوستون دارم
پی نوشت: عا 
پاری: باز که داری مینویسی برو دیه
من:پاری بزار حرف بزنم بچه کجا بودی چند وقته نیستی عجیبه
پاری: من بچه ام اخه من بچم
من: نه شما مادر بزرگمی روزت مبارک مامان بزرگ
پارِی:* کفشمو در میارم* الیزابتتتت
من: چیه برخورد بهتت مامان بزرگ خودت گفتی بچه نیستی
غرغرو
اینکه نمیزاره حرف بزنم تا نکشتتم بای



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: دختر انیمه ای ،
آخرین ویرایش: جمعه 18 اسفند 1396 09:14 ق.ظ

بازگشت همه به سوی وبلاگ است...

دوشنبه 14 اسفند 1396 10:36 ق.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ، ♧خبر های وب♧ ،
وقتی اتفاق بدی توی کتاب شگفت انگیز زندگیت افتاد
فقط چندین ورق بزن و به جلو برو 
ارزش نداره بخاطر چند صفحه غمگین سیاه
کتاب رو نصفه نیمه رهایی کنی
به هر حال توی هر داستانی 
باید لحظات غمگین کنار لحظات شاد باشن تا 
یه داستان جالب زیبا رو کنار هم خلق کنن
پر از رنگ  های زندگی
این زمینی که روش قدم میزاریم به حد کافی خاکستری خونین شده
چرا ماهام با بستن کتاب زندگی 
افسوس خوردن برای گذشته اتفاقات دردناکی که افتاده
همه چیزو خاکستری کنیم
درخشندگی فوق العاده ستاره ها رو نمبینم 
اون رنگ های زیبا که فقط با باز کردن چشمامونو قدم گذاشتن
توی مسیر نور ستاره ها مشخص میشن
خاطرات دردناک گذشته تغییر ناپذیرن با به دنبال رفتنشون
چیزی جز بیشتر غرق شدن توی اعماق تاریکی نصیبمون نمیشه
نخ های سرخ سرنوشت توی سراسر زندگیمون کشیده شدن
فقط کافیه چشمامونو باز کنیم درخشنده ترینشو دنبال کنیم
اون وقت  کائنات  برامون ارزوی موفقیت میکنن
 شاید هر بار که اون نخ ها رو گرفتم  تاریکی اون نخ های سرخ رنگ
الوده سیاه کرد
ولی دلیل نداره باز هم به خودم فرصتی ندم
اگه هر بار تلاش کردی باز هم شکست خوردی 
دوباره بلند شو یه لبخند بزن
به دنیا ثابت کن تو هرگز کم نمیاری
کمی استراحت گاهی نیازه
ولی اینکه دیگه کلا کنار بری
اشتباه محض فقط خودتو تاریک تباه کردی
ارزو کردن برای اینکه اون گذشته برگرده اون خاطرات
تا فقط یک بار دیگه اون ادما رو داشته باشی
اشتباه
چون این رویا واقعا یه رویای محال غیر ممکنه
به سمت ستاره ها برو
ارزو هاتو دنبال کن
هرگز دنیای خیالیتو از بین نبر
نابودی اون یعنی مرگ همه رویا ها خیالی پردازی ها
مطئن باش هر رویای دست نیافتنی اگه تو قدم برداری
بلاخره بهش میرسی
اینقدر  بلند بخند که حتی اگه سرنوشتتم نفرین شده اس طلسمش 
شکسته بشه
هر سرنوشتی قابل تغییره
حتی اگه خود کائنات سرنوشتی رو بخوان برات رقم بزنن
تو باید مبارزه کنی نباید کنار بکشی
خسته نشو به دنیا نباز
این دنیا ظالم تاریک
اگه بفهمه که تو کم اوردی تو رو توی
خاکستری بودن خودش غرق میکنه
این جهان دیگه نمیشه کاری به حالش کرد
دیگه خیلی خیلی دیر شده
این زمین خاکستری هرگز 
دیگه رنگای رنگین کمون به خودش نمبینه
فقط تلاش کن زنده بمونی از این زمین بی رحم شکست نخوری
تسلیم هرگز نشو
البته اینکه دوباره این کره رنگین کمونی درخشنده بشه
رویای محال و کاملا زیبایی
من برای رسیدن به این رویای محال میخوام تلاش کنم
من میخوام  دوباره ستاره ها رو ببینم در اغوش بکشم 
من دیگه تسلیم نمیشم 
نمیخوام تاریکی بال های پروازمو برام از بین ببره
من میخوام زنده بودن خودمو به اثبات برسونم
دیگه کافیه از اینکه مثل مرده های متحرک باشیم
تظاهر به همه چی کنیم ولی در اصل اینقدر قلبای هممون سنگی شده که هیچی
دیگه متوجه  نمیشیم
شاید خواسته زیادی باشه خودخواهی محض اینکه بخوام همه شاد باشن لبخند بزنن
ولی من اینو از همه قلبم میخوام میخوام لبخند به لب های همه برگرده
شاید خودمم ادم خوبی کاملا نباشم
شاید منم به سیاهی این زمین الوده شده باشم
اون تاریکی محض منم در برگرفته باشه
ولی تا جایی که توان دارم به سمت ستاره ها رویا هام میدوم  میخوام دوباره 
درخشش ببینم
اون ستاره های درخشان میخوام دوباره این زمین
بدرخشه مثل رنگین کمون زیبا باشه
با رنگ های ساده کودکانه که شادی رو به قلب همه میاره
دنیای کودکانه از همه چی زیبا تره
میخوام دوباره زمین همون کودک باقلب پاک و معصوم بشه
درسته زمین الان دیگه اون بچه شاد خندون نیست که 
رنگین کمونی بود
زمین بزرگ شده
 با ظلم این آدما این زمین 
بزرگ شد 
و کم کم همه رنگای خودشو از دست داد
تا کی میخوایید به زدن این نقابا ادامه بدید
تا کی میخوایید توی این ظلمت باقی بمونید
نزدیک بهاره بوی نسیم بهاری رو احساس میکنم
بیایید سوار بر همین نسیم بشیم توی اسمون ملعق بشیم
سوار بر بال ارزو هامون اگه بال پرواز نداری  یه قاصدک که توی هوا ملعق
بگیر همراه اون به بالا برو بالا بالا تر
دیگه بسه صبر کردن 
نمیخوای روی تاب ارزو هات بشینی  کودکانه شاد توی این بهار بخندی
بیایید این بهار کمی قلب هامونو پاک کنیم
تا کی میخواییم اینطور رفتار کنیم
شکوفه ها توی هوا کم کم ملعق میشن...
چه تصویر رویایی بیایید امسال از این چیزای خیال انگیز به سادگی رد نشیم
بیایید به چشم یه چیز معمولی بهش نگا نکنیم
معجزه نمیاد جلوی در خونه ات معجزه  تا خودت نسازیش وجود نداره
معجزه بساز...
نگو با تغییر من این زمین که تغییر نمکنه
شاید زمین تغییر نکنه ولی دنیای تو که حتی کمی ام شده رنگی تر میشه
توی یه سرمای ابدی میخوایید باقی بمونید تا کی
توی یه زمستون ابدی
اون قلبای سنگی یخ زده اتونو 
بیایید امسال بزارید ازش نحر روان 
عشق دوستی رد بشه بشکافتش 
بزارید نور رنگین کمون توی زندگیتون ببنید
به این فکر کنید شاید امسال اخرین بهاری باشه که شما ها میتونید ببنید
شاید زمستون بعدی که اومد اخرین  روز های عمرتون باشه
حس نمکنید لحظات اخر زندگیتون اون موقع حسرت میخورید که
چرا شاد نبودید چرا این نقاب ها رو زدید
چرا زندگی رو هم به خودتون هم به دیگران تلخ کردید
تا  کی میتونید همینطور ادامه بدید...
دنیای واقعی خیلی سیاه تر ظالم تر از این حرفاس که
جایی برای خنده باشه
بیایید کمی عشق رو گوشه قلبتون بیارید
بهار شادی رو امیدوارم در پیش داشته باشید
پر از قاصدک رویا ها
بوی نم بارون تازه
رنگین کمون بعد بارون
شبنم روی برگ گل
یه خانواده
دوستای خوب
ابرای شاد بهاری
قلبی بی کینه 
حتی اگه قلبتون از کسی گرفته کینه نفرت ازش پاک کنید
نه بخاطر اون بخاطر خودتون
اون زخم تا زمانی که کینه دارید همیشه تازه میمونه
نفرت انتقام شما رو ذره ذره از بین میبره
نه فقط نفر مقابل رو
بیایید بزارید فقط بشه اون زخم براتون یه رد قدیمی
یه خاطره تلخ
این قلم نوشتن با گرد جادویی هر کلمه ای که باهاش مینویسم
رنگ بو شکل احساس خاصی داره
برای شما راه به رویا رفتن پرواز کردنتون چیه؟
بانوی افسانه ای( عراجیف نویسی هام)
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
باز هم مثل همیشه من شروع به صحبت پر حرفی کردم یه مقدمه
چینی خیلی طولانی برای باز گشایی وب
نه فقط متن نوشتنش بلکه طول کشید تا این متن رو بنویسم تمومش کنم
حدودا یک ماه بیشتر هر دفعه تیکه ای کوچیکی ازشو مینوشتم
الانم فقط بخاطر اینکه حقیقتا سر درس هام نرم اومدم این متن رو تموم کنم
یه بهونه کوچیک یه استراحت وسط کلی کارای درسیم
خوشحالم میتونم دوباره اینجا کنارتون باشم 
نوشته ای براتون بنویسم
ولی میدونید ایدفعه برای خودم و خانواده مجازی عزیزم مینویسم
کسایی که بخاطرشون حاضر شدم برگردم اینجا
کسایی که ایدفعه بخاطرشون وب باز کردم
کسایی که همیشه کنارم بودن
تو هر شرایطی 
شاید هممون از هم واقعا  خیلی خوشمون نیاد ولی هرچی باشه
ماها خانواده ایم و همیشه ام کنار هم میمونیم
خانواده من کسایی که عکسشون روی این قالب هستش اینبار
اون عکس های توی دایره ها خاطرات خوش گذشته هست که
حتی دیگه خیلی از ادماشم وجود ندارن
طراحی های پایین قالب هدیه دوستام به من بوده بعضی هاش
پس زمینه این قالب هم برای اینه که توی این وبلاگ هم
درباره انیمیشن گذاشته میشه هم انیمه هم کی پاپ
گلگسی نماد کی پاپ هستش و هم
نماد شهر ستاره های دوست داشتنی و عزیزمه
اون کاخ چرا چنین کاخی گذاشتم چرا کاخ دیزنی نزاشتم
چون  میخواستم چیزی بزارم که انگار نماد قصر رویا هام باشه
اون پروانه ها پروانه های زیبا شاد رنگی هستن که باهاش میشه
به شهر رویا ها رفت
و اون عکسای توی قاب عکس بالای قالب
اون شخصیت ها اونا خانوادمن
خانواده عزیز من که از همه قلبم دوسشون دارم
ایدفعه برای خودم و عشقم به اونا مینویسم
نه برای نمایش دادن به کسی
ایدفعه من یه آدم معمولی ام با یه قلم فقط
که نه چیز خاصی بلده نه کار خااصی میخواد کنه
نه با کسی دشمن
نه با کسی اینجاها دوست
نه با کسی حرفی نمیزنه نه با کسی خیلی صمیمی میشه
ایدفعه بخاطر خودمم اینجام این وب رو وقتی زدم
به خودم گفتم برای هر روز نویسی هام باشه تلاش کنم بهترین وبش کنم
ولی بعدا فراموش کردم کاری که میخواستم کنم رو
بعدا خواستم به مردم نشونش بدم خواستم بگم من بهترم
همون حرفی که زدم منم به تاریکی الوده شدم
همین کم کم وب رو و همه چیز رو ازم گرفت وب خونه دومم
ولی اینبار بخاطر خودم اینجام بخاطر دوستام
بخاطر اینکه از زحماتشون قدر دانی کنم با تنها چیزی که از دستم برمیاد نوشتن
بعضی هاشون گفتن نوشتن هامو دوس دارن
پس میتونم حداقل برای قدردانی ازشون بنویسم بنویسم بنویسم
بانوی افسانه ای رو هم به زودی دوباره شروع به نوشتنش میکنم البته
وقتی که حداقل تا قسمت 10نوشتم که با کند نویسی من کلافه نشید
داخل وب به نمایش میگذارم
شبکه خبری به قوت خودش دوباره پابرجا میشه
با پاری روای در این بهار منتظر برنامه ها موضوعات متنوع جدید باشید
آرم وبم رو هم که دیدید از این به بعد روی پستای وب اگه
خستگیم اجازه بده میزنم
دیگه آرم وب کاملا مشخص پنجه گربه نماد خودم
و بنر وب رو هم نگا کنید در پست ثابت
چقدر دلتنگ نوشتن اینجا بودم
چه حس خوبی داره
نمدونم از دیدن من چند نفر خوشحال شدن یا چند نفر عصبانی ناراحت
ولی اینبار حرف مردم برام مهم نیست بخاطر خودم برگشتم
ادمایی که توی گذشته خیلی دور اولین دوره دوستای اینترنتیم بودن
با اینکه بدترین ادمای زندگیم بودن ولی من هنوزم دلتنگشون میشم
بدترین کسایی که با اینکه شاید خاطرات خوش زیادی باهاشون نداشتم
ولی من صادقانه ترین حالتم همیشه با اونا بود 
کسایی که از همه قلبم دوسشون میداشتم
با اینکه اونا بدترین بدترین ادمای عمرم بودن
ولی خب الانم کسایی توی زندگیم هستن که حتی بیشتر از اونا دوسشون دارم
با  یه محبت واقعی از همه قلبم
ولی فقط بخاطر زخم های گذشته گاهی این خانواده عزیزمو اذیت میکنم
که امیدوارم من رو ببخشن
بخاطر همه اذیت هام
از همینجا از همه خانواده عزیزم تشکر میکنم
ممنون که کنارم بودید تنهام نزاشتید
تمام اون مدت سعی کردید حال منو خوب کنید
چطور میشه ادمایی مثل شماها رو دوست نداشت
ادمایی واقعا پاک که با وجود درد های خودتون باز هم کنارم بودید
هر لحظه
تلخ زبونی هامم تحمل کردید
اریگاتو از همتون
سایونارا
ولی ایدفعه نه برای همیشه برای همین الان برم دیگه سر درسام
فردا امتحان دارم شنبه ام تحویل کار
دوستون دارم همگیتونو
فعلا




دیدگاه ها : نظرات

آخرین ویرایش: دوشنبه 14 اسفند 1396 06:22 ب.ظ

هاممممم>>>:

جمعه 2 تیر 1396 04:23 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
ارسال شده در: خبر گذاری mmt eu es(ام ام تی ا یو ا اس ) ، ♤دیالوگ های انیمه ای♤ ،
کاش بعضیا بفهمن معذرت خواهی هیچی
درست نمکنه
معذرت خواهی گاهی وقتا بعد بعضیا کارا با فوش
دادن فرقی نمکنه
وقتی یه گل پر پر کنی هیچ جوری دیگه نمیشه 
درستش کرد هرگز همه پره هاشو حتی نمتونی پیدا
کنی سالم نگهشون داری
گل تا پرپر نشده زیباست
سر زنده شاده
گل که پرپر بشه مرده 
بهش نگید ببخشید بهش نگید فراموش کن 
چون مرده هیچ کاری نمتونه کنه
فقط خاراش میمونه گل وقتی پرپر بشه
یه شاخه بی گل با خاری تیز 
برنده 
میشه یه ادم بی اعصاب خشن خسته
کم کم با یه زمستون خشک میشه اون شاخه
برای همیشه ناپدید میشه...

بانوی افسانه ای(عراجیف نویسی هام)
_0____0_0____0_
سلام  میدونم هنوز نزاشتم برنامه رو ولی میزارم
امروز یه اهنگ گوش دادم واقعا خوشم اومد
میدونید که با اهنگای کمی خیلی راحت بسته میشم
ولی این اهنگ عالیه 
متن اهنگ برای دانلود روی متن کلیک کنید

کسی که سنگدله شاید یه روزی مهربون بوده
شکستن اعتمادشو وقتی خیلی جوون بوده
هر اندازه که میجنگه بازم حس میکنه بس نیشت
مثل تبعیده تنهاییش که منتظر هیچکس نیست
شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده
هزار بار با سفید باخته سیاه و انتخاب کرده
شاید به هر کی دل بسته ازش بدجوری رنجیده
کسی که سنگدله شاید گذشته شو نبخشیده
اگه بیرحمه تو حرفاش اگه مه گیر و مرموزه
تو چشماش یه شبه تو شب یه جنگل داره میسوزه
بازم فرارش از اینه که معلوم نشه غمگینه
اونقد بهش دروغ گفتن به عاشقانه بدبینه
شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده
هزار بار با سفید باخته سیاه و انتخاب کرده
شاید به هر کی دل بسته ازش بدجوری رنجیده
کسی که سنگدله شاید گذشته شو نبخشیده
شاید پلای برگشتو خودش عمدا خراب کرده
هزار بار با سفید باخته سیاه و انتخاب کرده
شاید به هر کی دل بسته ازش بدجوری رنجیده
کسی که سنگدله شاید گذشته شو نبخشیده
فریدون آسرایی
همیشه با سفید باخته سیاه انتخاب کرده(:



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: فریدون آسرایی ، عروسکی ، تکست ، والپیر ، انیمه ،
آخرین ویرایش: جمعه 2 تیر 1396 04:25 ب.ظ

=_= حرف در قالب تکست شماره 5

پنجشنبه 1 تیر 1396 07:33 ب.ظ

نویسنده : ♥ ҽℓiຊค๖ēth คiຖนrค ♥
هیچوقت نذار احساساتت زیاد عمیق بشن،
آدما هر لحظه میتونن عوض بشن..
_0_0_0_
مخاطب هر کدوم از متنا یه نفر نبود فقط
هرکدوم از متنا مخصوص نفرات مختلفی گذاشته شده بود
که خب نمیگم هرکدوم برای کی
فقط دلم میخواست بگم حرفامو
میو میو میو میو میو
میووو میووو هنوز دوتایی مونده
نمدونم فهمیدید یا نه رو نرم هنگمم
عصبانیت محض دیوانگی
میو میو میو
ولی با این حال سعی میکنم کاوایی بودن میو میوویی
حفظ شود
من قوی نه باید باشم میو میو
خواستم بگم فکر نکنید همه متن رو برای یکی گذاشتم
مخاطب هم دارن بی دلیل متن نزاشتم
=_= تقریبا جدیدا همه حرفام مخاطب داره میو
من چم شده خودمم نمدونم سوال جالبه میو میو
در کل رد دادم
میو میو میو
نمدونم چی شده
همه چی در هم پرهمه ولی همچینم بد نیستا
زیاد به حالم توجه نکنید درست میشه مطئن باشید
میو میو
-0-0-0-
من میخوام دوسِت داشته باشم ولی نمی‌تونم..



دیدگاه ها : نظرات

برچسب ها: تکست ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 تیر 1396 07:41 ب.ظ





تعداد کل صفحات : 45 1 2 3 4 5 6 7 ...